تاثیر ذهن ناخودآگاه در زندگی
[تعداد: 1    میانگین: 5/5]

ناخودآگاه یا چیز هایی که از یاد برده ایم

همانطور که یونگ ( روانشناس معروف اهل زوریخ) معتقد است اگراز آن چیزی که پنهان میکنیم آگاه باشیم قطعا کمتر آسیب میبینیم تا اینکه اصلا ندانیم چه چیزی را پنهان و سرکوب میکنیم. آگاهی یافتن مردم از چیزهایی که به یاد نمی آورند یعنی تاثیر ذهن ناخوداگاه در زندگی تنها راه و روش حل مسائل روانی از دیدگاه یونگ و خیلی از هم پیروانش بود.

از ناخودآگاه غافل نشویم

حتما مطلب زیر را بخوانید..
روانکاوی به مثابه یک تحلیل عمیق روانی

همه ی ما بخشی به نام ناخودآگاه داریم که ازآن خبرچندانی نداریم فقط گاهی رفتارهایی میکنیم که تمام یا بخشی از آن درگیر و متاثر از ناخودآگاه است. ناخودآگاه و رفتار ناخودآگاهانه خیلی شبیه به کاری است که وقتی هم دیگر را میبینیم انجام میدهیم سلام کردن. خیلی از ما این کار را آگاهانه انجام نمیدهیم بلکه مثل یک نوع شرطی شدن هر بار ناخودآگاهانه انجامش میدهیم.

فروید( پدر روانکاوی و مبدع کلمه ناهشیار و ناخودآگاه) ناخودآگاه را بخش ناهشیارذهن که پراست ازتمایلها، آرزوها، خاطرات خارج از دسترس و آموزه های محیط و والدین تعریف میکند.

هرچه بیشتر از تاثیر ذهن ناخودآگاه در زندگی آگاهی داشته باشیم و برآن تسلط بیشتری داشته باشیم آسیب کاهش می یابد. به عبارتی هرچه ظرف ناخودآگاهمان از ظرف خودآگاهمان پرتر باشد امکان شکست و آسیب بیشتراست.

چگونه دوست داریم باشیم؟

خودآرمانی یکی از مهمترین بخشهای کارکرد ناخودآگاه است.

آن بخش از وجود فرد که میل دارد به آن برسد را خودآرمانی گویند و براساس محبت و خواست پدرومادر عمل میکند ولی از ۶سالگی به بعد همه ی آموزه هایی را که پدرومادر و محیط بهش دادند را همانندسازی میکنند و آنرا درونی  میکنند یعنی خودآرمانی را شکل میدهد که القای آموزه های والدین است.

خودآرمانی که شکل میگیرد در واقع خیلی از انتخابها و احساسهایمان را تحت تاثیر قرار میدهد به طور مثال اگر به آن ایده آلی که دوست داریم نرسیم احساس حقارت از شایعترین  اتفاقهایی است که می افتد از طرفی بیشتر انتخابهایمان از آن متاثراست برای رسیدن به آن مطلوب و ایده آلمان. بنابراین تشکیل خودآرمانی سالم در فرزندان و توجه به خودآرمانی خودمان از مهمترین هاست.

 

یکی از مهمترین رفتارهایی که تاثیرات زیادی از بخش ناخودآگاه میگیرد انتخاب کردن است، که دراینجا به بخشی از این فرایند میپردازیم به نام : انتخاب عشق.

شما چگونه عاشق میشوید؟

امروزه تعداد زیادی از روابط و عشقهایی را داریم که نافرجام اند و به آسیب طرفین منجر میشوند بنابراین به تحلیل انتخاب عشق از دو دیدگاه روانکاوی( دیدگاهی در روانشناسی که توسط زیگموند فروید پایه گذاری شد و مبتنی بر تحلیل های روانی طولانی مدت است که مراجعان در هر مرحله به بخشی از رفتار ناخودآگاه خود و ترس ها و علت های رفتار خود که از آن غافل بوده اند فائق می آیند) و تحلیل رفتار متقابل میپردازیم.

روانکاوی عشق

  • روانکاوی ِ عشق: براساس نظریه روانکاوی در عاشق شدن ۲ اتفاق مهم میافتد.

اولین اتفاقی که میافتد فرد به سنین ابتدایی زندگی بازمیگردد و به بازسازی دوباره روابط با والدین میپردازد که این ستون اصلی روابط عاشقانه اش میشود

هرآنچه که در رابطه با پدرومادر کسب کرده و تمامی ناکامیها و کامروایی هایش دوباره دریک رابطه عاشقانه زنده میشوند و چارچوب روابط را شکل میدهند و حدود و واکنشهارا مشخص میکنند

دومین چیزمهمی که اتفاق می‌افتد نوعی فرافکنی ست یعنی اینکه فرد عاشق با نسبت دادن تمام ایده‌آلهایش برشخصیت معشوق درواقع کسی را دوست میدارد که خودش میخواسته باشد یعنی همان خودآرمانی‌اش که این نوعی ارضای حس خودشیفتگی ست.

هردوی این اتفاقات متاثر از ناخودآگاه هستند درنتیجه عاشق فردی میشویم که حتی ممکن است فکر کنیم که تفاوت عمیقی  با پدرو مادرمان دارد درصورتیکه تکرار همان است ؛همان شخصیت و همان رابطه.

تحلیل رفتار متقابل

  • دیدگاه دیگر تحلیل رفتار متقابل و پایه گذار آن اریک برن است . او چیزی را مطرح میکند به نام پیشنویس زندگی و آنرا اینطور تعریف میکند.

《 طرحی از زندگی کردن که درزمان کودکی ریخته میشود ،توسط والدین تقویت میشود و با اتفاقات و حوادث بعدی توجیه میگردد و بیشترین میزان نمودآن در انتخابهای مهمی ست که در زندگی میگیریم.》

طبق این دیدگاه پیشنویسها با تولد در ما وجود دارند اما توسط رفتارهای والدین، الگوها، پیامهای کلامی و غیرکلامی ، بازدارنده ها مانند تنبیه و… و مجوزها مانند تشویق و … طرحی برای زندگی خویش میریزد که سالهای آتی را برآن اساس زندگی میکند، انتخاب میکند و وارد رابطه میشود.

تا میتوانید به کارهایی که عادتتان شده بیشتر دقت کنید

این یک نکته مهم در روانشناسی شخصیت است هرچه از این عوامل ناخودآگاه که برانتخاب هایمان تاثیر میگذارند بیشتر آگاهی داشته باشیم و دیگر ناخودآگاه نباشند و تحت تسلط خودمان باشند انتخابمان بیشتر بر مبنای واقعیت صورت میگیرد  و راحتتر میتوانیم بگوییم خودم انتخاب کردم و کمتر دیگران را ( که در واقع عوامل ناخودآگاه خودمان اند) به اشتباه مقصر میدانیم و همچنین کمتر دچار شکست و آسیب میشویم چون فردی را برای عشق انتخاب میکنیم که کمتر ناشی از عوامل گفته شده است و بیشتر به عشق واقعی نزدیک است.

اگر سوال و یا مسئله ای مد نظرتان اس میتوانید در بخش ارسال دیدگاه پایین صفحه با ما در میان بگذارید..

درباره مانا شفیعی مقدم

 "فهمیدن" برای ممکن کردن ناممکنای زندگیم ازجمله راههای روزانم بود  که با به اشتراک گذاشتنش هدفم تکمیل میشه... دانشجو روانشناسی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *