مقاله از دکتر ترانه موذنی
فاجعه تا وقتی رخ نداده باورنکردنی است. اگر یک سال پیش، کسی به ما میگفت که سال آینده تنهایی و افسردگی فراگیر می شود، آموزش و پرورش به کلی تعطیل و در فضای مجازی برگزار خواهد شد برایمان به هیچ عنوان باورکردنی نبود. مواردی مثل اینکه هرکس باید حداقل ۲ متر فاصله اش را با دیگری برای حفظ سلامتی اش رعایت کند، ناتوانی در پیوند با دیگران در حالی که صدها نفر در اطرافمان هستند، شهرهای زنده و پر جنب و جوش که اکنون خاموش شده اند، دورهمی های عمومی و برنامههای جمعی که لغو می شوند، در برخی نقاط مالکینی که اجاره نمیگیرند و بانک هایی که اقساط رهن را با تاخیر دریافت میکنندو … . تصویر آخرالزمانی و باورنکردنی.
بحرانی که باید علی رغم میل باطنی مان باورش کنیم و برای عبور از آن و ارتقای سلامت روانمان در چنین شرایطی چاره ای بیندیشیم و از روانشناسی سلامت کمک بگیریم
براساس گفته مجله جراحی انگلستان (۱۹۹۹)، سلامت روان عملکرد موفقیتآمیز کارکردهای ذهنی است که منجر به فعالیتهای مولد، روابط ارضاکننده با افراد دیگر و فراهم آوردن توانایی انطباق با تغییرات و مقابله با مشکلات میشود. اصطلاح بیماری روانی بهطور کلی به کلیه اختلالات روانی (بیماریهایی که با تغییر در تفکر، خلق و خو یا رفتار همراه است و منجر به پریشانی یا اختلال عملکرد میشود) قابل تشخیص اطلاق میشود. سلامت روان و بیماری روانی به هم پیوسته هستند. افرادی که از سلامت روانی بهینه برخوردار هستند میتوانند یک بیماری روانی هم داشته باشند و افرادی که هیچ بیماری روانی ندارند نیز میتوانند از لحاظ روانی از وضعیت ضعیفی برخوردار باشند.
در چنین شرایطی که بیش از هر زمان دیگری از یکدیگر جدا شده ایم و اهمیت سلامت روان در دوران کرونا مشخص شده است، هر چقدر هم که بگویند فاصلهگذاری اجتماعی حیاتی است، باز هم از سختی این شرایط چیزی کم نمی کند. فاصله فیزیکی اگرچه ما را از خطر ابتلا دور نگه می دارد ولی در عین حال مانع از دریافت انواع حمایت های روانی از جمله دریافت ارتباط حسی و لمسی نیز می شود. همانطور که می دانیم یکی از راههای دریافت حمایت روانی_عاطفی مستلزم لمس کردن، است و لامسه اولین حسی است که در نوزاد انسان پرورش می یابد و میانجی آن بزرگترین عضو بدن یعنی پوست می باشد. لمس در همه جوامع نقش حیاتی دارد. حتی زبان ارتباطی ما نیز سرشار از استعاره های مربوط به حواس لامسه است مثلاً می گوییم «در دسترس باش» یا « فلان حرفی که زد روحم را نوازش کرد» یا تجربه های ارتباطی در فضای دیجیتال مثل لایک و ایموجی سیگنال هایی هستند که وضعیت عاطفی طرف مقابل را منتقل میکنند. اما در وضعیتی که با این قحطی ارتباط، نوازش و لمس مواجه هستیم، چه گزینه هایی برای حفظ سلامت روان در دسترس است که میتواند ما را در چنین شرایط سختی به لحاظ روانی سرپا نگه دارد؟
برخلاف تصور «تنهایی و رجوع به خویشتنِ خویش» یکی از زیباترین گزینه های موجود محسوب میشود. امروزه در عصر شتاب و سرعت، تنهایی وضعیت نامطلوبی که باید سرکوب شود یا از بین برود نیست. تنهایی جنبه شگفتانگیز و اعجاب آوری با خود به همراه دارد. کافیست جسارت روبرو شدن و پذیرفتن آن را داشته باشید. تنهایی در واقع نه انزواست و نه پیامد ناگزیر آن. شاید تنهایی، درست در مجاورت دیگران رخ بدهد. آنچه باید پذیرفت، پذیرش خود به عنوان یک موجود تنها و توانمند است. دیدن این تنهایی بخش مهمی از سلامت روان در دوران کرونا است.
احساس تنهایی و تجربه درونی آن فقط در مواردی آسیب زا تلقی می شود که موجب حساسیت بیش از اندازه یا گوش به زنگی نسبت به حوادث پیرامون شود. حالتی که به صورت ناخودآگاه در فردِ تنها رسوخ میکند و باعث میشود او بیش از علائم مثبت از جمله دوستی ها و محبت به نشانه های منفی مثل طرد شدن و محرومیت های عاطفی توجه ویژه نشان دهد. در چنین چرخه معیوبی هر نوع سوء برداشتی حتی از رفتارهای مثبت دیگران دلیلی می شود برای کناره گیری بیشتر از آنها و بدین ترتیب تنهایی به طور پیوسته تثبیت می گردد و متأسفانه این چرخه معیوب ادامه می یابد.
در اوضاع اخیر که اکثر تعاملات اجتماعی به کمک اینترنت و در شبکههای اجتماعی اتفاق میافتند اگر کمترین واکنش ما در دنیای مجازی پاسخی نگیرد احساس نادیده گرفته شدن را در درونمان شعله ور می سازد. بخش مهمی از ترسناک بودن بحران تنهایی به این دلیل است که آن را به نوعی رها شدن، طرد شدن و تنها ماندن تفسیر می کنیم. در هنگام بروز چنین احساساتی انزوای عمیقی را تجربه میکنیم، احساساتی که می تواند نقطه مشترکی با میلیاردها غریبه در سراسر جهان باشد. همه انسان هایی که در عین باهم بودن اضطراب وجودی و تنهایی را به عنوان همراه همیشگی خود همواره تجربه می کنند.
یکی از جنبه های تنهایی در دوران همه گیری ویروس کرونا، حالتی مشترک میان بسیاری از افراد در یک زمان مشخص است. اکنون فارغ از اینکه چه میزانی از اضطراب را تجربه میکنید، تنها نیستید. هرکسی از اینکه دیگران رهایش کند وحشت دارد. در واقع نیاز به ارتباط برای همه ما حیاتی است. عدم برقراری ارتباط میزان ترشح کورتیزول و آدرنالین را میتواند به صورت چشمگیری افزایش دهد و بدن را کمابیش در وضعیت خطر و هشدار قرار دهد. وضعیتی که می تواند منجر به احساسی شود که اکثر افراد فقط در اوج اضطراب تجربه میکنند.
تنهایی پادزهر هم دارد. در شرایط حاضر که فاصله گذاری اجتماعی یکی از موثرترین اقدامات لازم برای شکستن زنجیره سرایت کووید۱۹ است، باید بتوانیم به شیوه آگاهانه تنهایی و هنر تنظیم فاصله را بشناسیم و به کار ببندیم. از تمرین های ساده توجه آگاهانه به ریتم تنفس تا توجه آگاهانه به خوشی های کوچک اطرافمان و زندگی در لحظه اینجا و اکنون. برقراری ارتباط نزدیک با خود از طریق توجه به حواس پنج گانه، توجه به محتوا و لحن گفتگو های درونی خودمان و توجه به مادر طبیعت به عنوان بزرگترین آموزگار هستی. جهانی که به راهش ادامه میدهد و نگریستن به آن راهی است برای فرونشاندن ترس. باید به یاد داشته باشیم که هر اتفاقی هم بیفتد باز بهار از راه خواهد رسید.
«تنهایی» جنبه اعجاب آوری نیز دارد. چیزی شگفت انگیز در تنهایی یافت می شود. ترکیبی همزمان از فقدان و تمنا که به طور حتم در ابعاد وسیع خود می تواند الهام بخش خلاقیت باشد.
نیم نگاهی به تاریخ، روشن می کند که بحران ها و فاجعه ها همیشه زمینهساز تغییراتی مثبت سازنده ای شده اند. در واقع تغییراتی که در اغلب اوقات اوضاع را بهتر از قبل کرده است. بحران هایی که توانستند تاریخ را شکل دهند و نقطه عطفی در دنیای درون هر فرد و محیط بیرونی او محسوب شوند.
مثلاً همه گیر شدن آنفولانزا در سال ۱۹۱۸ به ایجاد مراکز سلامت ملی در چندین کشور اروپایی کمک کرد یا بحران دوقلوی رکود بزرگ و جنگجهانیدوم زمینهساز ایجاد دولت های مدرن اقتصادی شدند. پذیرش و مواجه شدن با بحران تنهایی در دوران شیوع ویروس کرونا قدم بزرگی در جهت اعتلای سلامت روان هر انسان خواهد بود.
اکثر ما، اغلب اوقات از کمبود وقت می نالیدیم. شاید اکنون فرصتی مهیا شده برای داشتن ارتباطی متفاوت در درجه اول ارتباط بهتری با خود و برداشتن اولین قدم برای خود دوستی. شاید آذوقه روح ما برای روزهای تنهایی و حفظ فاصله اجتماعی سفر به دنیای درون خود و یافتن نقاط جدید و پرورش دادن آنها باشد. شاید در مواردی سفر به دنیای دیگران از راه دیدن فیلم ها، خواندن رمان ها و کتاب ها، بازدید مجازی از نمایشگاه هایی که امکان حضور در آنها وجود ندارد اکنون محیا است.
هر چند ممکن است وحشتزده شده باشیم اما اکنون در شرایطی هستیم که می توانیم یکی از بهترین درس های ایام خانه نشینی و قرنطینه که رجوع به خود و ایجاد مقدمات خود دوستی و فراهم نمودن تمهیدات برای ارتقای وضعیت سلامت روان در دوران کرونا است را دریافت کنیم. برخلاف تصور، یکی از ضروری ترین مقدمات پذیرش تمام عیار خود، پذیرش تنهایی وجودی به عنوان یک انسان خواهد بود.
ارمغان شگفت انگیز تنهایی این است که انسانیت مشترک ما را مستحکم تر می کند. هر چند ممکن است وحشت زده شده باشیم اما اکنون کمتر از هر زمان دیگری تنها هستیم. خویشتن مستحکمی که به دنبال حفظ تنهایی و برقراری فاصلههای اجتماعی با دیگران اکنون با ما همراه است. رهاورد سفر به درون خود میتواند به راه های جدیدی برای پیش بردن ایده های مفید و پس زدن ایده های مخرب ختم شود.
مشاور و متخصص روانشناسی، طرحواره درمانی و آموزش مهارت های زندگی هستند، و با توجه به سوابق زیادی که در زمینه های مختلف از جمله مشاوره خانواده، مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره طلاق، مشاوره کودک و نوجوان و… دارند می توانند بهترین راهکارها و راه حل ها را برای شما ارائه دهند که مشکلات خود را برطرف نمایید.
تلفن تماس : ۰۲۱۲۲۳۷۳۱۵۲
منبع: وبسایت دکتر ترانه موذنی
در این مقاله می خواهیم به بررسی ماهیت مشاوره قبل از ازدواج بپردازیم و این که انسان ها چگونه تصمیم می گیرند یک زندگی مشترک را باهم آغاز کنند. همچنین تعاملات پیچیده موثر بر ازدواج را توضیح خواهیم داد.
خداوند در سوره مبارکه رم،آیه 21 می فرماید: “از خود شما برایتان همسرانی آفریدیم تا با آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید، در میان شما دوستی و مهربانی افکندیم و در این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه هایی است”.
ازدواج، نکاح یا پیوند زناشویی پیمانی است که بهموجب آن یک زن و مرد باهم شریک و متحد میشوند و خانوادهای را تشکیل میدهند. در واقع هدف ازدواج تشکیل خانواده است که تمایل به این امر در نهاد انسان گذاشته شدهاست. ازدواج یک قرارداد اجتماعی است که مشروعیت روابط عاطفی و جنسی را امکان پذیر می کند.
در رویکرد سیستمی، مشاوره قبل از ازدواج مهم ترین مشاوره در فرآیند ازدواج و تشکیل خانواده محسوب میشود و درمانگر با تجربه می تواند به انتخاب صحیح تر دختر یا پسر کمک کند که آنها بتوانند با تناسب بیشتری زوج مناسب خود را انتخاب کنند. از سوی دیگر درمانگر به زوج کمک میکند تا به تاثیر سیستم های دیگر بر انتخاب خود واقف شوند و از مداخله عوامل منفی جلوگیری کنند.
شکل اول شناخت خود و آماده شدن برای شناخت دیگری است. شکل دوم زمانی رخ می دهد که فرد به تنهایی به مشاور یا درمانگر مراجعه کرده و تلاش می کند تفاوت های خود و دیگری را شناسایی کند. شکل سوم وقتی مطرح می شود که هر دو نفر باهم مراجعه می کنند و همزمان فرآیند مشاوره قبل از ازدواج را آغاز می نمایند.
توضیح مهمی که لازم است در ابتدای این مقاله یادآوری کنم این است که بسیار مهم و ضروری است بدانیم مشاوره پیش از ازدواج با آموزش پیش از ازدواج متفاوت است.
دختر و پسر متقاضی مشاوره پیش از ازدواج قبل از هر چیز باید توان دیدن و شناختن کامل خود را داشته باشند. آگاهی از ویژگی های روانی و رفتاری میتواند به مراجع برای یافتن زوج مناسب کمک کند. در مشاوره پیش از ازدواج مهم ترین پرسش ها باید به نگرش دختر و پسر به این موضوعات، متمرکزشود. در واقع نگرش ساخت پنهان در شخصیت فرد است. بدین ترتیب میتوان نگرش را آمادگی ویژه فرد از نظر روانی در رویارویی با پدیده ها ،مسایل ،وقایع و بروز واکنش توام با هیجان نسبت به رخداد ها دانست.
نگرش های افراد ناشی از گذشته آنها و تجربیات مختلف زندگی است. پس اهمیت نگاه و نگرش دختر و پسر نسبت به مسایل و موضوعات نسبت به اطلاعات معمول از اهمیت بیشتری برخوردار است. پرسش برای درک نگرش ها میتواند افراد را برای تصمیم گیری آگاه کند. مشاور باید به این افراد کمک کند دیدگاه خود را بشناسند و باصراحت شناخت کامل از یکدیگر راجع به ازدواج خود تصمیم بگیرند. استفاده از آزمون های شخصیت در این مرحله میتواند به شناخت بهتر فرد از خود کمک قابل توجهی نماید .
آگاهی از انتظارات نقش خود و نقش طرف مقابل تاثیر عمیقی بر آینده رابطه زن و شوهر خواهد داشت. هماهنگی در انتظارات زن و شوهر باعث هماهنگی در تعامل و رفتارآنها میشود که بتوانند هدف خود از ازدواج را به درستی بدانند زیرا این هدف انتظارات طرفین را از ازدواج رقم خواهد زد.
مشاوره قبل از ازدواج بیشتر در کشورهای اسلامی و منطقه خاورمیانه مطرح است به دلیل آنکه روابط در کشورهای اروپایی و آمریکا آزادانه تر و بلندمدت خواهد بود، دختر و پسر بدون رسمی شدن روابط و تجربه ازدواج، با داشتن یک زندگی مشترک به شناخت کامل از هم دست پیدا می کنند. در واقع هرچقدر که جامعه سنتی و بسته تر باشد امکان شناخت و آشنایی کامل قبل از ازدواج محدودتر است در نتیجه نیاز به یک محوری که این آموزشها در طی آن به صورت مدون و علمی ارائه شود بسیار ضروری خواهد بود.
از طرفی درس یا واحد دانشگاهی به عنوان خودشناسی یا مهارت ارتباط با خود در دبیرستانها یا دانشگاه ها تدریس نمی شود بدین ترتیب آموزش پیش از ازدواج و مشاوره پیش از ازدواج ضرورتی غیر قابل انکار است و از آنجایی که خانواده ها نیز با دوران آشنایی طولانی مدت مشکل دارند و جوانان خود را تحت فشار انتخاب و تصمیم گیری سریع می گذارند مشاوره قبل از ازدواج می تواند احتمال خطای زوجین و انتخاب نادرست آنان را کاهش دهد.
مشاوره قبل از ازدواج به دنبال ارایه راهکار و حل و فصل مشکلات زوجین طی یک رویکرد درمانی مشخص نخواهد بود. در واقع آنچه که هدف اساسی در مشاوره پیش از ازدواج است شناخت طرفین از خود، شخصیت و اهداف و معیارهایی یکدیگر و اطمینان از کسب بلوغ کافی طرفین است.
این نوع مشاوره نسبت به سایر انواع مشاوره مثل زوج درمانی یا مشاوره طلاق به نوعی پیشگیری محسوب می شود تا درمان به همین دلیل مسئولیت بسیار سنگینی به عهده مشاور قرار دارد. در واقع در مشاوره پیش از ازدواج هیجانات و عواطف مثبت و منفی بسیاربالا ست و ایده آل سازی طرف مقابل توسط دختر و پسر به کرات صورت می گیرد که امکان بررسی واقع بینانه را برای آنان فراهم نمی آورد حتی در مواردی طرفین می دانند که مشکلات قابل توجهی وجود دارد اما در طول مشاوره همواره به دلیل خلق بالا و فاز هیجانی رابطه درصدد توجیه مشاور هستند که این مشکلات فعلی موجود، جزئی هستند و مشکل جدی برای رابطه به وجود نمی آورند. در نتیجه اگر مشاور نتواند آگاهی درست را به آنان در طی فرآیند مشاوره بدهد مسئولیت خود را به درستی انجام نداده است.
1) این ازدواج تقریبا ازدواج خوبی است ولی نکاتی وجود دارد که لازم است در طول فرآیند مشاوره در نظر داشته باشد و روی آنها کارکنید.
2) ازدواج آسیب زا و پر ریسکی خواهد بود و بهتر است از یکدیگر گذر کنید.
3) ازدواج متوسطی است و لازم است 6-3 ماه روی نکات مورد نظر که در طول مشاوره مطرح شد کار کنید و بعد از آن برای ادامه دادن یا قطع رابطه تصمیم بگیرید.
حق استقلال مراجع در انتخاب : هدف واضح و روشن در مشاوره پیش از ازدواج روشن سازی و آگاهی بخشی است . حق مسلم مراجع برای داشتن یک انتخاب آزادانه همواره تا انتهای جلسات مشاوره محفوظ می ماند .
اصل اجتناب از امید دادن: امید واهی دادن به مراجعین در مشاوره پیش از ازدواج ممنوع است .طرفین را به تغییرات در آینده امیدوار نکنید . آنچه که در حال حاضر وجود دارد تنها مرجع تصمیم گیری خواهد بود
پرهیز از سنت های غلط : مشاور و یا درمانگری که تحت تاثیر آموزه های تربیتی خانواده خود و سنت های غلط جامعه قرار بگیرد و خارج از چارچوب های علمی و استانداردهای اخلاقی همچون عامه مردم جامعه به راهنمایی افراد بپردازد به طورحتم نتوانسته است به وظیفه حرفه ای و اخلاقی خود عمل کند .
اجتناب از یک سونگری: در نظر گرفتن اینکه ازدواج به نفع چه کسی خواهد بود و طرفداری جانبدارانه از یکی از طرفین توسط مشاورکه با هدف تامین منافع او انجام گیرد . به همین دلیل افراد مشاور به هیج عنوان صلاحیت ارایه خدمات روانشناختی به اعضای خانواده خود را ندارند .نوع دیگری از مشاوره پیش از ازدواج که به صورت متعصبانه یا جانبدارانه انجام خواهد شد همراه با سوگیری جنسیتی مشاور یا درمانگر خواهد بود بدین ترتیب که مشاور زن از زنان و مشاور مرد از مردان در طی فرایند مشاوره جانبداری نماید . برخورداری از آگاهی و صلاحیت علمی به منظور جلوگیری از افتادن در این تله ها بسیار مهم و ضروری خواهد بود.
اصل پنجم
پرهیز از پذیرش هر نوع تحمیل : افراد متقاضی مشاوره پیش از ازدواج نباید هیچ نوع تحمیلی را بپذیرند و حتی حضور یا عدم حضور خانواده یکی از طرفین و یا هر دوی آنها در طول جلسات مشاوره با انتخاب آزادانه دختر یا پسر صورت می گیرد. در صورت تمایل و اجازه طرفین، خانواده ها می توانند در جلسه آخر که مربوط به جمع بندی و ارایه بازخوردهای نهایی توسط مشاور است در جلسات با حضور فرزندانشان حضور داشته باشند.
اصل ششم
اصل برگشت از نیمه راه ضرر: صرفا به دلیل داشتن رابطه دوستی طولانی مدت علی رغم صلاحیت و سازگاری تمایل به مشاوره پیش از ازدواج با هدف برخورداری از رابطه رسمی و ازدواج دارند .تمام شدن یک رابطه اشتباه در این مرحله تبعات به مراتب کمتری حتی نسبت به دوران نامزدی خواهد داشت
اصل هفتم
عدم پذیرش شرایط نامتعارف: پیش فرض اصلی برای آغاز مشاوره پیش از ازدواج دو نفر با گذشته معلوم با هدف ساختن آینده مشترک در زمان حال است . هرگونه تخطی از این اصل بنیادین از جمله امید به آینده برای طلاق گرفتن یکی از طرفین و صورت گرفتن ازدواج بعد از طلاق تخطی از این اصل بنیادین محسوب شده و کل فرآیند ازدواج را معلق و بی ثمر میگرداند.
از جمله فاکتورهای تعیین کننده در موفقیت مشاوره پیش از ازدواج برخورداری طرفین از ویژگی های زیر می باشد:
دو دسته مراجعین اصلی در مشاوره پیش از ازدواج :
1) مراجعینی که در رابطه مشخص به منظور آشنایی بیشتر با یکدیگر برای ازدواج هستند، خواستگاری صورت گرفته، خانواده ها کاملا در جریان امور قرار دارند. این دسته از مراجعین جلسات مشاوره را به خوبی و مصمم پشت سر می گذارند و در بعضی موارد تحت فشار قرار دادن دختر و پسر توسط خانواده ها برای دریافت جواب مثبت میتواند درفرآیند مشاوره اختلال ایجاد کند.
2) مراجعینی که رابطه عاشقانه قبل از مشاوره پیش از ازدواج داشته اند و اکنون در طول جلسات مشاوره بدون دلیل منطقی و صرفا به دلیل هیجان بالا تمایل دارند مشاور را توجیه کنند که این رابطه برای طرفین کارآمد و مناسب خواهد بود.
تکالیف طراحی شده با هدف شناخت بهتر خود و طرف مقابل در مشاوره پیش از ازدواج
در طول جلسات مشاوره قبل از ازدواج فعالیت هایی به عنوان تکالیف به مراجعین داده می شود که هدف اصلی انجام این تکالیف شناخت بیشتر طرفین از یکدیگر است توجه کافی به این تکالیف می تواند رابطه زوج را در سطح رضایت بخشی قرار دهد نمونه ای از تکالیف موردنظر در مشاوره پیش از ازدواج به این شکل می باشد :
تفاوت های مشکل آفرین
علائم هشداردهنده
مشاور لازم است که به صحبت های گفته شده طرفین در حین جلسات مشاوره ای دقت کند تا حضوریا عدم حضور هریک از این نشانه های مهم را دریافت نماید. البته لازم به ذکر است در صورتی که هر یک از این علائم توسط طرف مقابل در رابطه نیز اعلام شود حتما باید مورد بررسی قرا بگیرد:
توصیه های جنسی بسیار مهم در مشاوره قبل از ازدواج
حتما در فرایند آشنایی پیش از ازدواج در آخرین مراحل قبل از رسمی شدن رابطه اقدام به گفتگوی عملی پیرامون عقاید و تمایلات جنسی یکدیگر نمایید در این امر بهتر است از مشاور کمک بگیرید زیرا اطلاعات دقیق تر و علمی تری کسب خواهید کرد. در انتخاب همسر به جذابیت جنسی به اندازه سایر معیارها توجه کنید و به امید ایجاد جذابیت در آینده ازدواج نکنید.
در دوران آشنایی حد و مرز رابطه فیزیکی را مشخص نمایید. طبق متون علمی رابطه جنسی در دوران آشنایی شناخت و قدرت تصمیم گیری را مختل میکند و احتمال تصمیم گیری هیجانی و تعهد زود هنگام را افزایش می دهد. پس صرفا بر پتانسیل جذابیت جنسی تمرکز کنید نه تجربه رابطه جنسی.
چنانچه تجارب آسیب زای جنسی مثل سابقه سو استفاده جنسی در دوران کودکی یا بزرگسالی دارید با هدف پیشگیری از اختلالات جنسی بعد از ازدواج و تاثیر منفی بر تصمیم گیری در مورد انتخاب همسر حتما قبل از ازدواج یا حتی در دوران آشنایی برای درمان اقدام کنید.
مشاور و متخصص روانشناسی، طرحواره درمانی و آموزش مهارت های زندگی هستند، و با توجه به سوابق زیادی که در زمینه های مختلف از جمله مشاوره خانواده، مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره طلاق، مشاوره کودک و نوجوان و… دارند می توانند بهترین راهکارها و راه حل ها را برای شما ارائه دهند که مشکلات خود را برطرف نمایید. تلفن تماس : 02122373152
برای اطلاعات بیشتر میتوانید به وبسایت ایشان مراجعه نمایید
این مقاله نوشته ای از رادیو عشق
ممکن است بعد از جدایی احساس بی قراری کنید یا نتوانید درست بخوابید و مدام برای تان سوال باشد که چرا نگرانم و این حالات از بین نمی روند؛ نگران نباشید بدن شما دچار اضطراب بعد از طلاق شده است و با رعایت چند نکته می توانید آن را در حد نرمال نگه دارید. در حالی که بعضی افراد طلاق را به منزله رهایی از یک رابطه نه چندان خوشایند می بینند، برخی دیگر ممکن است اضطراب روانی بسیار عمیقی را به خاطر طلاق تجربه کنند. برخی اوقات احساس خشم، تنفر، سردرگمی، ترس، خجالت و اضطراب بعد از طلاق می تواند برای مدت زیادی فرد را درگیر کند و به سلامت روحی و جسمی او خسارات جبران ناپذیری وارد کند. شاید پس از جدایی از همسر، خود را از خانواده و دوستان جدا کند، احساس ناامنی کند، به خود آسیب بزند یا رفتارهای عجیب داشته باشد. مرور مدام خاطرات و احساس یاس شدید هم از دیگر نشانه های اضطراب است.
در این مطلب تلاش شده است به دلایل اضطراب ناشی از جدایی، روش های پیشگیری و درمان آن پرداخته شود.
علل اضطراب بعد از طلاق
اضطراب به طور کلی به احساسی گفته می شود که با تنش، افکار نگران کننده و تغییرات فیزیکی مثل افزایش فشار خون همراه است. وقتی فردی با واقعه ای مخرب یا نگران کننده مثل طلاق در زندگی خود مواجه می شود، احساس اضطراب نرمال و ضروری است.
در ادامه طی چند نکته ساده توضیح داده شده است که چرا بعد از طلاق دچار اضطراب می شوید:
ما به طور طبیعی موجوداتی اجتماعی هستیم، به خاطر همین فکر تنها زندگی کردن، ترک خانه قدیمی خانواده، پیدا کردن خانه جدید، تنها ماندن با بچه هایتان و …. معمولا بعد از جدایی باعث اضطراب می شود.
باید توجه داشته باشید که این زندگی با همسرتان نیست که باعث دلتنگی می شود، بلکه ورژن خیالی و ایده آل آن است که در واقعیت هیچ وقت رخ نمی داده است.
وقتی یک همچین فکرهایی به ذهن تان خطور کرد، وقت هایی را به یاد بیاورید که همسرتان خیلی روی اعصاب بود. همینطور در نظر بگیرید که دوستان و خانواده ای دارید که نزدیک شما هستند و هر وقت احساس تنهایی کردید افرادی وجود دارند که می توانید روی آن ها حساب کنید.
ما به عنوان موجودات اجتماعی مدام دلمان می خواهد در جمع دیگران باشیم. چون در طول ازدواج حلقه ای از دوستان مشترک بین شما و همسرتان به وجود آمده است، ممکن است مجبور شوید آن را دوباره تعریف کنید و یا حتی حلقه ای از دوستان جدید ایجاد کنید که می تواند خیلی طولانی و خسته کننده به نظر برسد.
فراموش نکنید که دوستانتان قرار نیست که بین شما و همسرتان یک نفر را انتخاب کنند و شما قابلیت دوست پیدا کردن را در تمام طول زندگی حفظ می کنید. با یافتن یک سرگرمی جدید و حتی بیرون رفتن از خانه شما شانس ملاقات با افراد جدید را بالا می برید.
وقتی با همسرتان زندگی می کنید، هزینه های زندگی تقسیم می شود و در نتیجه زندگی ارزان تر است. پس با طلاق ممکن است دچار چالش مالی و در نتیجه اضطراب شوید؛ ولی اگر دقیق فکر کنید می بینید که بار اولی نیست که از نظر مالی به سختی می افتید. همه ما زمان هایی در زندگی داشتیم که مجبور بوده ایم برای پرداخت صورت حساب ها، بیشتر کار کرده و کمتر خرج کنیم. هر وقت که به خاطر مسائل اقتصادی دچار اضطراب شدید، به یاد بیاورید که بارها به مشکل مالی برخوردید و از پس آن بر آمدید.
انجام مسئولیت های مربوط به فرزندان همراه با همسر سابقتان نیازمند صبر، سازش و مصلحت گرایی زیادی است. حفظ رابطه مداوم با کسی که دیگر او را دوست ندارید یا در بدترین حالت از او بدتان می آید، نیازمند تلاش و اضطراب زا است.
شما می توانید به خاطر فرزندانتان هم که شده است، راهی برای حفظ احترام متقابل در عین عدم تفاهم در مورد مشکلات خاص یا در مورد حضانت فرزندان، پیدا کنید.
ممکن است بعد از طلاق فکر کنید که هیچ وقت رابطه جدیدی را شروع نمی کنید، ولی اشتباه می کنید؛ تمایل ذاتی ما برای جلب محبت باعث می شود که احتمال تلاش مطلقه ها برای ایجاد یک رابطه عاشقانه جدید بالا برود.
در این مورد باید حواستان باشد که روابط عاشقانه به زور پدید نمی آیند و گاهی باعث بدتر شدن اضطراب بعد از طلاق می شوند. اگر اضطراب جدایی باعث شد نیاز داشته باشید کسی کنارتان باشد، تلاش کنید در جمع دوستان و خانواده، همراهی پیدا کنید.
راه های پیشگیری از اضطراب بعد از طلاق
بعد از جدایی هر وقت احساس اضطراب یا استرس کردید، این تمرین ها را انجام دهید:
درمان اضطراب ناشی از طلاق
در ادامه 7 روش برای از بین بردن آثار روانی طلاق آمده است که خوشبختانه هم برای زنان و هم برای مردان موثر است.
اگر احساسات منفی مختلف از جمله غم، عصبانیت، خستگی، بی حوصلگی و سردرگرمی را تجربه می کنید، غیرعادی نیستید. همینطور ممکن است در مورد آینده هم اضطراب داشته باشید. در ابتدا باید بپذیرید که واکنش های این چنینی با گذشت زمان کمتر می شوند. حتی اگر رابطه شما در ازدواج خوب نبوده باشد، قدم گذاشتن در راهی جدید و ناشناخته می تواند ترسناک به نظر برسد و به شما استرس بدهد؛ شجاع باشید و برای ماجراجویی هایی که در ادامه زندگی تان پیش می آید، آماده شوید.
برای مدتی مشخص کمتر کار کنید (فرقی نمی کند کار خانه یا کار رسمی باشد) و کمتر برای موضوعات پیش پا افتاده احساسات به خرج بدهید. ممکن است برای مدتی مثل قبل در کار یا مراقبت از دیگران خوب عمل نکنید. هیچ کس در زندگی سوپرمن یا قهرمانی با توانایی های خارق العاده نیست؛ پس به خودتان زمان بدهید تا سلامت روحی بعد از طلاق را بازیابید.
حرف زدن از احساساتی که دارید با خانواده و دوستان می تواند خیلی به شما کمک کند. اگر خودتان را منزوی کنید، سطح استرس تان بالا می رود، تمرکزتان پایین می آید و در نهایت کار، روابط و سلامت کلی شما مختل می شود. اگر نیاز داشتید از کمک گرفتن از مشاور برای درمان اضطراب طلاق نترسید.
با خود و بدنتان مهربان باشید. برای ورزش، غذا خوردن و استراحت وقت کافی بگذارید. تا جایی که امکان دارد برنامه عادی روزانه خود را ادامه دهید. اصلا تصمیمات بزرگ نگیرید و در شیوه زندگی تان تغییر عجیب و غریبی ندهید. برای کنار آمدن با اضطراب و ناراحتی بعد از طلاق از الکل، مواد مخدر و سیگار استفاده نکنید، چون مشکلات بزرگتری را برای شما به وجود می آورند.
اگر حس کردید مکالمه شما با همسر سابق تان در حال تند شدن است، آرام پیشنهاد کنید که بهتر است بعد دوباره صحبت کنید، محل را ترک یا تلفن را قطع کنید.
کارهایی که تنهایی از انجام آن ها لذت می برید، مشخص کنید؛ اگر همیشه می خواستید نقاشی یا ورزش خاصی را یاد بگیرید، الان زمان خوبی برای ثبت نام است. برای سرگرمی، کارهای داوطلبانه و خیریه و لذت بردن از زندگی و پیدا کردن دوستان جدید وقت بگذارید.
درست است که گفتن اینکه مثبت فکر کنید، راحت تر از انجام دادن آن است، ولی می توانید با یافتن دوستان و فعالیت های جدید، آسان تر احساس خود را نسبت به زندگی پیش رو تغییر دهید. منعطف باشید. اگر بچه دارید، حفظ کارهای روزانه خانوادگی مهم است، ولی ممکن است مجبور باشید یک سری چیزها را تغییر دهید یا فعالیت های جدیدی برای آن ها پیدا کنید.
معمولا درمان اختلال اضطراب بسته به نظر روانشناس 6 الی 12 جلسه طول میکشد و مدت زمان هر جلسه 45 الی 60 دقیقه میباشد. در هر جلسه مشاور یک سری تکلیف برای مراجع در نظر میگیرد و با توجه به برنامه ریزی درمانیاش زمان جلسه بعد را نیز به مراجع اطلاع میدهد.
به یاد داشته باشید که بعد از مدتی همه چیز به حالت عادی باز می گردد؛ گرچه این حالت عادی ممکن است با چیزی که در اوایل طلاق خود امید داشتید، کمی متفاوت باشد.
منابع
رادیو عشق، مشاوره اضطراب (درمان اضطراب شدید با مشاوره روانشناسی)، 18 دی 1398
Royal College of Psychiatrists، اضطراب، پنیک و فوبیا، 2 فروردین 1391
فصلنامه خانواده پژوهی، حامد یزدخواستی , نادر منصوری , علی زاده محمدی , زهره احمدآبادی، بررسی احساس تمایل و تقصیر با استرس، افسردگی و اضطراب متقاضیان طلاق در شهرهای اصفهان و اراک
این روزها بیماری های ارثی به خصوص فلج مغزی که از پدر و مادر و یا خانواده های دو طرف به نوزادان منتقل می شوند رو به افزایش است ،دلیل این موارد را می توان به سابقه ژنتیکی والدین و یا توالی ژنتیکی خانواده ربط داد البته در این قرن از زندگی ماشینی که از همه طرف با استرس و هورمون های تزریقی در مواد غذایی و یا حتی آلودگی هوا محاصره شده ایم همگی دست به دست هم داده اند تا شاهد تغییر در توالی ژنتیکی و یا حتی بعضا باعث تغییرات ژنتیکی باشیم
با قطعیت کامل میتوان گفت که فلج مغزی یک بیماری ارثی نیست بلکه تاثیر پذیری زیادی دارد
اما حال باید به پاسخگویی به سوالی که در ابتدای این مقاله اشاره شد بپردازیم ، با قطعیت کامل میتوان گفت که فلج مغزی یک بیماری ارثی نیست بلکه تاثیر پذیری زیادی دارد نسبت به تغذیه مادر و همچنیین زایمان گاها کمبود اکسیژن در زمان تولد و یا کمبود اسید فولیک در مادر باعث این بیماری می باشد در یک اینفوگرافی سعی کردیم که انواع موارد تاثیر گذار بر ان را برای شما شرح دهیم.
بیماری فلج مغزی که یکی از شایع ترین بیماری ها در نوزادان تازه متولد شده می باشد امروزه گریبانگیر هفت میلیون کودک در سراسر جهان است و تغییر بسیار بزرگی بر زندگی کودک و خانواده آنها گذاشته است . در این نوع خاص تشخیص بیماری فلج مغزی کمی زمانبر می باشد متاسفانه این بیماری در ۶ ماهگی به بالا خودش را نشان میدهد و حتی گاها با بیماری های دیگر از جمله سندرم داون به اشتباه تشخیص داده می شود
.
درمان :
بیمار فلج مغزی در صورتی که زود تشخیص داده شود میتوان با فیزیوتراپی ،کاردرمانی ،گفتار درمانی و آب درمانی تا حد زیادی از اسپاسمهای ناخواسته کاست که این مورد در کودکان زیر ۱۴ سال بهتر جواب می دهد . فلج مغزی تا این لحظه که این مقاله در حال نگارش می باشد درمان صد در صدی ندارد ولی با کاردرمانی و فیزیوتراپی میتوان تا حد قابل توجهی به افزایش کارایی ماهیچه ها کمک کرد و حتی به کاهش درد در اندام های مختلف نیز منجر می شود
موسسه خیریه سگال در راستای همیاری به این کودکان از سال ۱۳۹۶ و با شماره ثبت ۷۴ در قالب یک سازمان مردم نهاد-غیر دولتی با انگیزه والای کمک به همنوع فعالیت همه جانبه خود را جهت حمایت از کودکان مبتلا به فلج مغزی زیر ۱۴ سال و خانواده آنان آغاز کرده است. امیدواریم که با مساعدت خداوند عزیز و همکاری های شما عزیزان کودکان بیشتری را تحت پوشش قرار دهیم
برای همیاری و کمک به موسسه میتوانید به لینک های زیر اقدام فرمایید:
امید است با همیاری و همدلی شما عزیزان بتوانیم از درد و رنج خانواده های این عزیزان بکاهیم.