با توجه به جامعه امروزی و بالا رفتن میزان مشکلات و فشارهای روانی ، به نظر خوب میرسد که از انواع اختلالات روانی ، همچون اختلالات جسمی اطلاع داشته باشیم تا هم با پیشگیری از احتمال ابتلا خودمان و اطرافیانمان بکاهیم و هم اینکه اگر این علایم را در خودمان یا اطرافیانمان میبینیم هرچه سریعتر برای بهبودی اقدام کنیم تا هرچه بیشتر به کیفیت زندگی خود و اطرافیانمان بیافزاییم و با سلامت روان و آرامش بیشتری به زندگی بپردازیم. در این مقاله به معرفی بخشی از اختلالات روانی که شامل انواع اختلالات شخصیت میشوند می پردازد
از آنجایی که صفات بخشی از مجموع تشکیل دهنده ی شخصیت هستند بنابراین افرادی که با اختلال شخصیت رو به رو هستند ، صفات شخصیتی ناسازگارانه ای دارند که آنقدر عمیق است که در برابر تغییر و دگرگونی مقاومت شدیدی نشان می دهند.
به طور کلی میتوان گفت زندگی این افراد برپایه شک و بی اعتمادی بنا شده است ، آنقدر که ممکن است همه ی انگیزه های افراد در ارتباط با خود را به طور شرارت آمیزی تلقی کنند .اگر فرد 4تا از علایم زیر را دارا باشد میتوان گفت که او اختلال شخصیت پارانویید دارد :
بدون دلیل کافی شک داشته باشد که دیگران دارند اورا استثمار میکنند و به وی ضرر میرسانند یا سرش کلاه میگذارند ( به طور مثال فردی را به یاد آورید که هیچ وقت نمیتواند به شریک خودش که حتی آدم قابل اعتمادی است اعتماد کند و همیشه به او این سوءظن را دارد که میخواهد سرش کلاه بگذارد) میتوان گفت این افراد مدام در پی این هستند که دیگران ازآنها سواستفاده کنند و حتی این زمینه را هم گاهی برای آنها میچینند .
مشغولیت دایم ذهنی اش شکلی اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان یا اطرافیانش باشد یعنی دایما این دغدغه ذهنی را دارد که آیا دوستان و نزدیکانش به او وفادار هستند یا نه!
به دلیل ترسی ناموجه ازاینکه اطلاعاتی را به دیگران میدهند مغرضانه برضد خویش بکار ببرند ، از اطمینان کردن به دیگران اکراه داشته باشد.( به طور مثال فردی را در نظر بگیرید که به طور کلی از دادن اطلاعات شخصی اش به دوست خود پرهیز میکند چون بر این باور است که ممکن از این اطلاعات سواستفاده کند .)
در پس اظهارنظرهای بی غرضانه یا اتفاقهای بی خطر ، معانی تهدید کننده یا تحقیرکننده پنهانی بیابد
همیشه دلخور و ناخشنود باشد ، یعنی اگر کسی توهین کرده باشد صدمه ای رسانده باشد یا بی احترامی کرده باشد هیچوقت اورا نبخشد.
با کوچکترین چیز احساس کند به شخصیت یا اعتبارش لطمه واردشده ، حال آنکه دیگران چنین معنایی را در آن چیزها به طور آشکار نیابند، فورا واکنشی خشمگینانه نشان میدهند یا به مقابله بپردازند
مکررا و بدون هیچ دلیلی به وفاداری همسر یا شریک جنسی اش شک کند.
این افراد اغلب احساس خود را برون سازی میکنند و از مکانیسم دفاعی فرافکنی استفاده میکنند یعنی افکار،احساسات و هیجاناتی که خودشان دارند و برایشان غیرقابل است را به دیگران نسبت می دهند.
[irp posts=”3296″ name=”مکانیسم دفاعی چیست؟”]
تشخیص این اختلال در کسانی مطرح میشود که الگوی همیشگی زندگیشان انزوای اجتماعی بوده است ، آنچه در انها خیلی مشهود است ناراحت بودنشان از تعاملات انسانی و محدود بودن احساسات و هیجانات ابراز شده شان در رابطه است یعنی به طور کامل میتوان گفت بی اعتنایی ، بی تفاوتی و خنثی بودن نسبت به اکثر چیزها جزو جدانشدنیه شخصیت این افراد است .
برای تشخیص این اختلال وجود حداقل 4 علامت از علایم زیر را فرد دارا باشد:
نه میلی به برقرار کردن روابط نزدیک و صمیمی دارد و نه از اینگونه روابط لذت میبرد ، ازجمله از عضویت در یک خانواده
سردی هیجانی، بی اعتنایی یا حالت عاطفی خنثی از خودش نشان میدهد.
تقریبا همیشه فعالیت انفرادی را ترجیح میدهند.
به داشتن رابطه جنسی با دیگران یا علاقه ای ندارد و یا اینکه علاقه بسیار کمی دارد
این افراد یا از هیچ کاری لذت نمیبرند یا تنها از بعضی کارهای معدود لذت میبرند
به جز بستگان درجه اول هیچ دوست صمیمی یا مورد اطمینانی ندارد
به تمجید، تشویق یا خرده گیری و حرف دیگران بی اعتنا و بی تفاوت به نظر میرسد
شیفتگی زیادی به مسایل فانتزی ، تفکرو تنهایی دارد
این افراد هیچ حساسیتی نسبت به هنجارهای اجتماعی ندارند و حتی اگر دنبال کننده ان باشند یک رفتار غیرعمدی و غیر ارادی میباشد.
این اختلال را معمولا براساس تفکر، رفتار و ظاهر منحصر به فرد آنها تشخیص میدهند
این افراد رخدادها و حوادث بیرونی را به صورت نسبت دادن مستقیمشان به خودشان تغییر میدهند. (مثلا اگر اتفاق خاصی میفتد به طور نامعقولی آن را به خودشان نسبت میدهند و معتقند به خاطر آنهاست که این اتفاق افتاده است )
اعتقادات عجیب یا افکار جادویی که بر رفتار اثر بگذارند وبا هنجارهای برآمده از فرهنگ فرد همخوانی نداشته باشد ( مثل خرافاتی بودن ، اعتقاد به فال، غیب بینی ،حس ششم و…)
این افراد خطاهای ادراکی جسمی دارند یعنی به طور مثال افراد را مانند آدمهای چوبی میبینند و خطاهای ادراکی ای ازاین قبیل دارند
آنها حتی تفکر و تکلمی عجیب طوریکه ممکن است فقط خودشان معنای ان را بفهمند دارند ( مثلا مبهم، حاشیه پردازانه، استعاره ای ، با شرح و تفصیل مفرط و …)
شکاکیت و افکار بدگمانانه دراین افراد نیز دیده می شود
یکی دیگر از علایم حالت عاطفی نا به جا یا محدود است ( اغلب از احساسات خودشان خبر ندارند اما به کشف و حدس احساسات دیگران به ویژه حالات عاطفی منفی ای مانند خشم ، بسیار حساس اند)
رفتار و وضع ظاهری این افراد عجیب ؛ نامتعارف یا مخصوص به خود است
این افراد نیز فقدان دوستان صمیمی و مورد اطمینان بجز بستگان درجه اول را دارا می باشند
اضطراب مفرط درمیان جمع طوریکه حتی اگر باآنها آشنا باشد هم بازهم کاهش نمیابد البته باید در نظر داشته باشید که این اضطراب به معنی قضاوت منفی فرد در مورد خودش نیست بلکه این بیشتر به ترس توام با بدگمانی فرد از افراد مختلف در جمع مربوط می شود .
[irp posts=”3235″ name=”نشانه های استرس و راهکار های مقابله با آن”]
این افراد تقریبا در همه جنبه های زندگی به حقوق دیگران احترام نمیگذارند و آنهارا نقض میکنند . این رفتار در افراد معمولا از 15 سالگی شروع میشود اما برای تشخیصش هم اینکه باید حداقل 3 علامت از علایم زیر را داشته باشند و هم اینکه حداقل 18 سال داشته باشند . اگر زیر 18 سال باشند مربوط به اختلال دیگری در حوزه کودکان میشود که اگر تشخیص داده نشود و درمان نشود در بزرگسالی به احتمال زیاد به این اختلال ضداجتماعی تبدیل می شود :
فرد با پیش نگرفتن رفتارهای قانونی و رعایت نکردن هنجارهای اجتماعی رفتارهای خود را به صورت ارتکاب اعمال مجرمانه ای که بعضا به دستگیری اومنجر میشود خود را نشان میدهد.
فریبکاری و دروغگویی جزو جدانشدنیه شخصیت این فرد است و آن را به صورت دروغگویی های مکرر، استفاده از نام های مستعار یا کلاهبرداری از دیگران به منظور سودجویی شخصی یا لذت بردن نشان میدهد
فرد بدون فکر و بلافاصله براساس امیال ناگهانی خود عمل میکند یا نمیتواند از پیش برنامه ریزی کند .
زود رنج ، خشمگین، تحریک پذیر و پرخاشگر است و این موضوع را با تکرار دعواها یا تهاجم های فیزیکی نشان میدهد.
باکارهای خطرناکی که انجام میدهد ایمنی خود و اطرافیان را به خطر می اندازد.
تقریبا در تمامی امور بی مسؤلیت است و این موضوع را با تکرار قانون شکنی ها در کار یا رعایت نکردن مسؤلیتهای مالی نشان میدهند.
افراد مبتلا به این اختلال پشیمانی و عذاب وجدان ندارند و این موضوع را با بی تفاوتی نسبت به ناراحت کردن دیگران ، بدرفتاری با آنها ، یا دزدیدن اموال آنها ویا حتی تلاش برای توجیه این اعمال نشان میدهند. همچنین لاابالی گری جنسی ، همسرآزاری ، کودک آزاری و رانندگی در حین مستی از اتفاقات شایع در زندگی انی افراد است و چیزیکه دراین افراد بسیار مشهود است این است که آنها هیچوقت از کارهای خود پشیمان نمیشوند و همانطور که گفته شد حتی در صدد توجیه بر می آیند .
به طور کلی احساساتی بودن و توجه طلبی مفرط ازجمله الگوهای همیشگی آنهاست که معمولا از اوایل بزرگسالی شروع میشود و در زمینه های مختلف جلوه میکند . برای داشتن این اختلال باید حداقل 5 علامت از علایم زیر را داشته باشید :
در موقعیتهایی که مرکز توجه نیست ناراحت است و در رنج و مشقت به سر می برد
از ویژگیهای تعامل وی با دیگران رفتار نامناسب است که به صورت اغواگری جنسی یا تحریک کنندگی جنسی می باشد .
او فردی ست که ابراز احساساتش به سرعت تغییر میکند و بسیار سطحی نیز می باشد.
او همچنین همواره از ظاهر جسمی خود برای جلب توجه دیگران استفاده میکند
سبک تکلم وی به نحو افراطی مبتنی بر حدس وگمان است و همچنین فاقد جزییات است .
او فردیست بسیار خودنما و نمایشی که در ابراز احساسات خود نیز بسیار مبالغه میکند
القا پذیر نیز می باشد یعنی به راحتی تحت تاثیر افراد یا موقعیت ها قرار میگیرد.
او شخصی ست که روابط را خودمانی تر از آنچه واقعا هست می پندارد.
از جمله الگوهای زندگی این افراد در تمام موقعیتها خودبزرگ بینی (درخیال یا رفتار) ، نیاز به مقبولیت و عدم حس همدلی میباشد . برای این اختلال وجود حداقل 5 علامت از علایم زیر ضروری می باشد .
وی احساس خودبزرگ بینانه ای به صورت مهم پنداشتن خود دارد ( مثلا در موقعیتها یا استعدادهای خود اغراق میکند یا حتی اگر در موقعیت شایسته ای هم نباشد انتظار دارد اطرافیان اورا آدم مهمی بدانند )
مشغولیت ذهنی چنین افرادی خیالاتی مانند موفقیت ، قدرت ، استادی و ذکاوت ، زیبایی و دوست داشتنی بود در حد نا محدود است
وی معتقد است یک فرد استثنایی ست و تنها افرادی که مانند او استثنایی هستند یا در رده بالا اند میتوانند اورا درک کنند و یا اینکه حتما باید با چنین افراد تعامل داشته باشد.
این نیاز به شکلی افراطی دراین افراد وجود دارد.
یعنی به طور نامعقولی انتظار دارد اطرافیان با او برخوردی رضایت بخش یا اختصاصی ای را با او داشته باشند و اینکه افراد در مقابل او خود به خود تسلیم خواسته هایش شوند و با او مخالفتی نکنند .
از امتیازات دیگران برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کند
تمایلی به درک یا شناخت احساسات یا نیازهای دیگران ندارد
اغلب به دیگران حسادت میکند و حتی معتقد استن دیگران به او حسادت می ورزند .
رفتارها و نگرشهایش پرافاده و تکبرآمیز است .
از ویژگیهای بارز این افراد نیاز عمیق و مفرط آنها برای مورد قبول واقع شدن است که این نیاز به رفتارهای مطیعانه و وابسته منجر می شود به طوریکه آنها ترس شدیدی از جدایی دارند. برای این اختلال باید حداقل 5 علامت از علایم زیر موجود باشد:
بدون راهنمایی و اطمینان بخشی دیگران قادر به اخذ تصمیمات روزمره نیست
به دلیل ترس از قطع حمایت و یا عدم مقبولیت برای دیگران نمیتواند به مخالفت با آنها بپردازد
احتیاج دارد دیگران مسؤلیت اکثر زمینه های مهم اورا بگیرند
در شروع و یا انجام کارها به تنهایی مشکل دارد
در طلب محبت و حمایت دیگران تا جایی افراط میکند که به خاطر آن داوطلب انجام کارهایی میشود که ناخشنود است ( مثلا برآورده کردن خواسته های نا معقول کسانی که طالب محبت آنهاست )
این فرد وقتی تنهاست بخاطر ترس اغراق آمیزی که از ناتوانی برای مراقبت از خود دارد احساس ناراحتی و درماندگی میکند
وقتی یک رابطه نزدیک چنین فردی ازهم میگسلد فورا درپی رابطه دیگری برای منبع حمایت و مراقبت از خود در می آید .
[irp posts=”3570″ name=”اهمیت نقش والدین در شخصیت کودک”]
چنین فردی مشغولیت ذهنی غیر واقع بینانه ای در رابطه با ترس از رها شدن به حال خود دارد .
فردی با این اختلال در همه جنبه های زندگی اش به فکر نظم ، ترتیب ، کمالگرایی ، کنترل شخصی و همچنین کنترل کردن روابط میان فردی اش است و دراین بین انعطاف پذیری شخصیتش و گشاده نظری خود را و همچنین وقت و انرژی اش را قربانی این شرایط اش میکند . برای این اختلال وجود 4 علامت از علایم زیر ضروری می باشد :
فرد همیشه به فکر جزییات، فهرستها، نظم، سازمان و یا جداول زمانی در یک فعالیت است تا جاییکه هدف اصلی فعالیت مورد نظرش را فراموش میکند
باوری است که در آن باید همه کارها به شیوه درست و همچنین کامل انجام شوند که این موضوع برای به پایان رساندن برخی از پروژه های اختلال ایجاد میکند
این شخص از آنجایی که به شدت خود را وقف کار میکند و در تلاش است تا عملکرد خوبی در کارش داشته باشد از فعالیتهای تفریحی و دوستان خود کناره میگیرد
وی در رعایت اخلاق ، اصول و ارزش ها انعطاف پذیری ندارد
او نمیتواند اشیا کهنه و بی ارزش را دور بریزد حتی اگر هیچ ارزش معنوی ای برایش نداشته باشند
دوست ندارد قسمتی از کارش را به دیگران بسپارد یا با دیگران همکاری کند مگراینکه کارهارا دقیقا همانطور که او میخواهد انجام دهند.
اعتقاد دارد پول را برای روز مبادا باید جمع کرد بنابراین در خرج کردن پول چه برای خود و چه برای دیگران خسسیس است.
وی در افکار و عقایدش سرسخت است واصلا حاضر نیست کوتاه بیاید
علامت اصلی این اختلال اجتناب از مجموعه گسترده ای از موقعیت هاست که دلیل اصلی این اجتناب عزت نفس بسیار پایین فرد است . برای این اختلال وجود حداقل 5 علامت از علایم زیر الزامی ست :
این ترس از طرد شدن منجر به دوری کردن از فعالیتها و حتی تعاملات بین فردی خاص میشود
تمایلی به برقراری ارتباط با دیگران ندارند مگر افراد خاص
این افراد بخاطر ترس از مسخره شدن یا شرمنده شدن علاقه ای به برقراری روابط صمیمی با افراد ندارند
ترس شدید از طردشدن و انتقاد در موقعیتهای اجتماعی
فکر میکنند درنظر دیگران فردی بی عرضه و نالایق هستند
اهل ریسک پذیری نیستند واز هر موقعیت جدید در زندگی فرار میکنند زیرا دچار آشفتگی می شوند
ازآنجایی که خود را فردی بی کفایت تصور میکنند از بودن در محیطهای جدید فراری هستند
توانایی تصمیم گیری شخصی و مستقل را ندارند زیرا از خجالت زده شدن میترسند
در آخر از این اختلال در این دسته بندی نام میبرم که در مقالات قبلی به طور جداگانه ومفصل توضیح داده شده است.
اگر سوال و یا مسئله ای در این زمینه دارید میتوانید آن را در بخش ارسال دیدگاه با ما درمیان بگذارید…