روانشناسی شخصیت

روانشناسی شخصیت از حوزه های روانشناسی

روانشناسی شخصیت در نگاه بزرگان روانشناسی چیست؟

دنیای دانستنی های روانشناسی شخصیت دنیای پیچیده و به شدت جذابی است چیزی که ما امروزه به عنوان شخصیت میشناسیم تعاریف گسترده ای دارد، غالب روانشناسان سعی در دادن یک تعریف عملیاتی از شخصیت و سیستم های رفتاری انسان دارند چون ویژگی علم تعریف دادن و آزمایش پذیر کردن یک ویژگی است.

اولین تبیین شخصیت

حدودا چند دهه پس از پایه گذاری علم روانشناسی توسط ویلهم وونت در سال ۱۸۷۹ اولین تبیین نظام شخصیت توسط فروید صورت گرفت. فروید پزشکی در وین بود که اساسا از دنیای تجربی پزشکی وارد روانشناسی شد و بعد ها نظام نظریه درمانی خود را تحت عنوان روانکاوی شکل داد.

دانستنی های روانشناسی شخصیت

نظامی که فروید برای تبیین شخصیت و علت رفتار ارائه داد نظامی گرچه دارای ابهامات بسیار بود اما اساس روانشناسی و تحلیل رفتاری امروز مراجعان و افراد را در سیستم های درمانی شکل داد. بگذارید قبل از ورود به روانشناسی فردنگر آدلر کمی از فروید برایتان بگویم.

از نظر فروید ماهیت انسان کودکی اوست هنگامی که بی درنگ به دنبال خواسته هایش میگردد تا نیاز هایش را ارضا کند. کودک بدون در نظر گرفتن ملاحضات فقط به دنبال ارضای امیالش است تا لذت ببرد او هیچی تفاوتی بین خود و دیگران نمیبیند اگر بخواهم مثالی برای فهم بیشتر این پدیده بزنم این کودک هنگامی که از سینه مادرش شیر می نوشد بین خود و سینه مادر تفاوتی نمیبیند در نتیجه فکر میکند دنیای بیرونی بخشی از دنیای خودش است.

لایه های شخصیتی در نگاه فروید

دانستنی های روانشناسی شخصیت

فروید اولین لایه شخصیت انسان را نهاد یا id مینامد زمانی که ما همانند یک کودک تنها به دنبال ارضای امیالمان هستیم بدون اینکه هیچگونه ملاحظه ای را در نظر بگیریم. اصل لذت و لذت بردن بزرگترین ویژگی این لایه شخصیتی است.

اما کودک در طی رشد خود متوجه این تمایز میشود، او میفهمد که دنیای بیرون متفاوت از خود اوست این تمایز باعث شکل گیری اصل واقعیت میشود و لایه شخصیتی ego یعنی خود شکل میگیرد خودی که حال باید تصمیم بگیرد و انتخاب کند.

دنیای واقعی دنیایی نیست که هرچه دلمان میخواد برآورده شود: من کودک شیر میخواهم اما مادر نیست که از سینه اش شیر بنوشم من کودک دفع میکنم اما هر جایی دیگر نمیتوانم این کار را انجام دهم چون مورد تنبیه قرار میگیرم. نظام اخلاقی و پاداش و تنبیه اخرین لایه شخصیتی ما را میسازد که فروید به آن فراخود یا سوپرایگو میگوید چیزی که همیشه تمام انسان های روی زمین آن را همراه خود دارند یعنی وجدان. ما هرکاری نمیتوانیم انجام دهیم زیرا به ما این اجازه را نمیدهند و وجدان ما به ما این اجازه را نمیدهد.

 شخصیت در نگاه فروید

همان طور که دیدیم نظام شخصیتی فروید دارای سه لایه نهاد، خود و فراخود است چیزی که بن مایه شخصیتی ما را تشکیل میدهد. بنابراین از نظر فروید شخصیت هر فرد حداقل ۹۰ درصد آن تا ۵ سالگی ساخته میشود. علت رفتار های بعد از آن همه به این سن یعنی به دوران کودکی ما برمیگردد. اساسا توجه و تاکیدی که فروید بر نقش گذشته و کودکی ما داشته است یکی از ویژگی های خطیر او به حساب می آمده که غالب روانشناسان پس از خود را تحت تاثیر قرار داده است کسانی که بعد از فروید و به پیروی از بنمایه اصلی نظریه او میآیند یعنی نظریه پردازان روابط شی موضوع بررسی خود را کودکی انسان در نظر میگرند.

از نگاه فروید انسان ها برای لذت و کاهش تنش و اضطراب رفتار میکنند و برانگیخته میشوند. اساس رفتار انسان بر پایه دو کشاننده اصلی یعنی زندگی و مرگ است انسان ها با این دو کشاننده در تمام طول زندگی خود دست و پنجه نرم میکنند و علت اصلی رفتار انسان این دو عامل با سائق به گفته خود فروید است. او بیش از هر چیز بر رفتار جنسی انسان تاکید داشته است. سائق زندگی اساسا یک ماهیت جنسی دارد که رفتار ما را برانگیخته میکند…

انجمن روانکاوی به مثابه آیندگان نظریه پردازان شخصیت

دانستنی های روانشناسی شخصیت

فروید در سال ۱۸۹۹ در وین انجمن روانکاوی خود را بنا نهاد گرچه جامعه ای که او در آن زمان در آن میزیست اساسا فروید را قبول نداشتند به سبب نظریه جنسی که در جامعه ی آن زمان داده بود اما فروید گستاخانه به فعالیت های خود ادامه داد. بی شک آیندگان روانکاوی و ادامه دهنگان راه فروید و نظریاتش از این انجمن برخاستند کسانی چون آلفرد آدلر و کارل گوستاو یونگ که درونمایه نظریه فروید را پذیرفتند اما به سبب تاکیدی که او بر مسائل جنسی داشت پس از مدتی از او جدا شده و به ارائه مدل های شخصیتی خود پرداختند.

آدلر و شخصیت

دانستنی های روانشناسی شخصیت

آدلر یکی از اعضای این انجمن و پیرو فروید بود اما بیاناتی خود او از رابطه اش با فروید میگوید ما را به این نتیجه میرساند که فروید از مراوده یا او لذت میبرده است نه برعکس.

کلید واژه هایی که آدلر تبیین شخصیت انسان به کار میبرد به شدت کلیدواژه ها و عبارت هایی قابل فهم است چیزی که امروز به آن میپردازیم نقشی است که آدلر در تفهیم ارتباط ما با دیگران دنیای زندگی روزمره ای که داریم سبک زندگی ما و … دارد.

شاید اصلی ترین اصول آدلر را بتوان در جملات زیر آورد:

  1. یک نیروی پویا در پس رفتار افراد، تلاش برای موفقیت و برتری است
  2. برداشت های ذهنی افراد، رفتار و شخصیت آنها را شکل میدهد
  3. شخصیت، یکپارچه و منسجم است
  4. ارزش تمام فعالیت های انسان بایستی از زاویه علاقه اجتماعی سنجیده شود
  5. ساختار شخصیت منسجم، از سبک زندگی فرد به وجود می آید
  6. نیروی خلاق افراد، سبک زندگی آنها را شکل میدهد

یک نیروی پویا در پس رفتار افراد تلاش برای موفقیت و برتری است

از نظر آدلر انسان ها اساسا با یک حس حقارت به دنیا می  آیند یک نوع حسی که ما را برانگیخته میکند تا تلاش کنیم و بهتر از بقیه باشیم در انسان های سالم این حس برتری جمعی است یعنی انسان ها برای هدف شخصی تلاش نمی کنند گرچه همه ما در نهایت برای خودمان تلاش میکنیم اما هدف نهایی  افراد سالم در نگاه آدلر رسیدن به برتری در کل جامعه است.

آدلر انسان هایی را که برای برتر بودن خودشان تلاش میکنند را انسان های سالمی نمیداند زیرا آنها حس حقارتشان تبدیل شده است به عقده ی حقارت به حدی که تا جایی که میتوانند دست به هر کاری میزنند تا به دیگران نشان دهند که از آنها برتر هستند آنها به دنبال دیده شدن هستند چیزی که از نگاه آدلر رفتار یک انسان نابهنجار است.

برداشت های ذهنی افراد، رفتار و شخصیت آنها را شکل می دهد

همه ما اهدافی در زندگیمان داریم اهدافی خیالی که هیچگونه وجود خارجی ندارند و اساس رفتار ما را در زندگی امروزمان تشکیل میدهند. آدلر برخلاف فروید علت رفتار انسان را گذشته او نمیداند بلکه آنچیزی که علت رفتار است اتفاقا آینده افراد است اهدافی که انها برای خود در نظر دارند رفتار امروز آنها را شکل میدهد. اساسا فلسفه ی ویهینگر در این اصل آدلر به شدت قابل تبیین است. آدلر با کمکی از این فلسفه میگیرد برداشت های ذهنی افراد را تبیین میکند اساس رفتاری که ما امروزه میکنیم مبنی بر تصور و خیالی است که انگار وجود دارند اما در واقعیت جایی ندارد. غایت شناسی به جای علیت عامل رفتار است.

شخصیت، یکپارچه و منسجم است

اگر امروز افراد را ببینم رفتار هایی که میکنند تصمیم هایی که میگیرند حتی خطاهایی که میکنند شاید در نگاه اول متراکم به نظر برسد که هیچ ارتباطی با هم ندارند اما همه این رفتار ها زمانی که اهداف افراد را وارد نگاهمان کنیم همه یکپارچه میشوند چیزی که آدلر میگوید انسجام شخصیت افراد نسبت به اهدافشان و تصوراتشان است این همان چیزی است که هیچگاه نمیگذارد شخصیت افراد بدون تعریف و متراکم باشد.

ارزش تمام فعالیت های انسان بایستی از زاویه علاقه اجتماعی سنجیده شود

علاقه اجتماعی از مشهور ترین کلید واژه هایی است که شهرتش را مدیون آدلر است. از این منظر همه افراد سالم انسان هایی اجتماعی هستند که به دیگران اهمیت می دهند چیزی که باعث تکامل انسانی می شود، علاقه ای است که افراد به ارتباط با دیگران دارند. از این منظر احساس وحدت با کل جامعه و بشریت معنای اصلی علاقه اجتماعی است. چیزی که کل افراد را به هم می چسباند و افراد به دلیل حقارت های طبیعی که دارند به یکدیگر می پیوندند. کودکان اگر والدینشان از آنها مراقبت و حمایت نکنند نابود میشوند. از این راستا علاقه اجتماعی معیار آدلر برای سنجش سلامت روانی فرد بود. هر چه افراد علاقه بیشتری داشته باشند در نتیجه پخته ترند و خودمحوری را کنار گذاشته اند و برای برتری و قدرت خود تلاش نمیکنند.

ساختار شخصیت منسجم، از سبک زندگی فرد به وجود می آید

سبک زندگی شامل هدف، خودپنداره، احساس به دیگران و نگرش فرد نسبت به دنیا است. سبک زندگی فرد در ۴ یا ۵ سالگی کاملا تثبیت میشود و حاص وراثت، محیط و نیروی خلاق است. نیروی خلاق به روش و سبکی است که هر کس به کار میگیرد تا به اهداف خود برسد و به غایت خود نزدیک و نزدیک تر شود. معمولا افراد دو نوع سبک زندگی را تجربه می کنند:

اول افراد سالم که به سبب نقص های جسمانی حس حقارت میکنند  و برای برتری و موفقیت میجنگند این افراد تلاششان برای برتری توسط علاقه اجتماعی گسترده تر میشود و به موفقیت میرسد

دوم افراد نابهنجار که احساس های طبیعی حقارت برایشان تبدیل میشود به احساس های اغراق آمیز که در نهایت برای نفع شخصی و برتری شخصی تلاش میکنندتا احساسی که حال تبدیل شده به عقده حقارت را جبران کنند.

نیروی خلاق افراد، سبک زندگی آنها را شکل میدهد

آدلر معتقد بود که هر کسی آزاد است که سبک زندگی خود را انتخاب کند و در نهایت در قبال اینکه چه کسی هستند و چگونه رفتار میکنند، مسئولیت دارند. نیروی خلاق افراد زندگی آنها را تحت کنترلشان قرار میدهد و اهداف آن ها را تعیین میکند. از این منظر هر کسی معمار خودش است گرچه محیط و وراثت در نظر آدلر بی اهمیت نیستند اما آن درون مایه اصلی درون خود خلاق ماست برای شکل دهی به زندگیمان.

اگر بخواهم بی تعارف بگویم یکی از جذابترین دیدگاه ها نسبت به شخصیت دیدگاه آدلر برای من بوده خیلی از این گفته هایش شاید قدیمی باشد اما اساسا زمان در آن نمیگنجد. واقعی اگر ببینیم خیلی از ما با این مسائل بیگانه نیستیم دنبال برتری ها و دیده شدن هایی هستیم که اساسا رفتار یک فرد نابهنجار است کسی چه میداند چقدر از ما ناخودآگاهانه اینگونه رفتار می کنیم……

دانستنی های شخصیت به شدت زیاد است طوری که علم امروز شخصیت بدون وقفه تحلیل و بررسی میشود تا رویکرد و نگاه ما را نسبت به شخصیت کامل تر کند..

روانشناسی شخصیت موضوعات گسترده و جذاب بسزایی دارد اگر علاقه مند به یادگیری اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند میتوانید مقالات بلاگ سایت را در این زمینه مطالعه کنید..

اگر سوالی مد نظرتان است من میثم صالحی در بخش ارسال دیدگاه پایین صفحه پاسخ گوی شما هستم..

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *