از جمله نکات کاربردی روانشناسی زندگی زناشویی که باید برای بهبود روابط زناشویی و ارتباطی به آنها توجه کرد را در زیر می آورم:
هر ارتباطی که برقرار میکنید و هر پیامی که میفرستید از دوچیز تشکیل میشود: نگرش و رفتار
نگرش قصد و نیت اصلی شماست و رفتار (کلامی و غیر کلامی) بازتاب آن است بنابراین هر رفتاری که میکنید بازتاب نگرش شما به خود و همسرتان است.
دو نگرش اصلی که می توانید به خود داشته باشید: 1- من به خودم اهمیت نمیدهم 2- من به خودم اهمیت میدهم
همچنین دو نگرشی که ممکن است راجب همسرتان داشته باشید: 1- من به تو اهمیتی نمیدهم 2- من به تو اهمیت میدهم
این نگرشها اساس رابطه شمارا تشکیل میدهد و به نوبه ی خود روی رابطه تاثیر میگذارند
بخشی از نگرش خوب وتوجه آمیز با حرف زدن و گوش دادن به هم دیگر تامین میشود اما بااین حال اینکه چقدر وقت صرف حرف زدن باهم دیگر می کنیم انقدر مهم نیست بلکه مهم این است که درباره چه چیز و چکونه با یکدیگر حرف می زنید و به هم گوش می دهید
موضوعات گفتگو شامل:
– موضوعات خارجی : (عقاید، مکانها ، کسانی که حضور ندارند )
– خودتان ( خواسته ها تفکرات احساسات و اقدامات خودتان مانند « چندوقته احساس خوشحالی و نشاط میکنم»)
– همسرتان ( خواسته تفکرات احساسات و افدامات وی مانند «به نطر میرسد واقعا نگران آن موضوع هستی»)
– رابطه ی شما ( تجربیات مشترک، تاثیر گذاری روی یک دیگرو جنبه های مختلف رابطه مانند « اگربخواهی شغلت را عوض کنی من ازتو پشتیبانی خواهم کرد»)
و نکته ای که وجود دارد این است که به تمامی این موضوعات باید به یک اندازه توجه شود و از هیچ یک نباید غفلت کرد
اولین چیزی که برای توجه به خود به ما کمک میکند چرخه آگاهی است که شامل: اطلاعات حسی، افکار ، احساسات ، خواسته ها و اقدامات ما میشود که هریک حاوی اطلاعات مهمی ست که درعین حال باهم در تعاملند.
حواس 5گانه ای که از طریق کلامی و غیر کلامی دریافت میشوند غیرکلامیها شامل : مکان، زمان،فضا ، زبان بدن، پوشش ظاهری، رسانه ها، حجم صدا ، طرزبیان، میزان انرژی
نوع ذیگراطلاعات حسی اطلاعات باطنی هستند یعنی آنهایی که منشـأشان درونیست مانند خاطره ها ، تداعیها، بصیرتها، رویاها و …. که بر دریافت های بیرونی تاثیر زیادی میگذارند
معنایی که ما خلق می کنیم به درک خودمان از اطراف و موقعیتها کمک می کند.
شما براساس باورهایی که دارید تعبیر و تفسیری ازاطلاعات حسی بدست می آورید و توقعات و پیش بینی های شما برای آینده افکاری را شکل می دهد
درواقع پاسخ فیزیولوژیکی و عاطفی خودجوش شما برای ایجاد هماهنگی بین اطلاعات حسی و افکار و خواسته هایتان با موقعیت . احساسات اطلاعاتی کاملا منطقی مفید و قابل پیش بینی هستند.
اکثرما درمورد احساسات خود احساساتی داریم مثلا راجع به احساس خشم خود احساس گناه می کنیم که این میتواند خلل ایجاد کند در درک اینکه وافعا چه احساسی دارید
از احساسات خود استفاده کنید و ازآنها احساس ضعف نکنید چون وقتی به احساسات خود مطلع می شوید آنها قدرت خودرا ازدست می دهند.
در واقع امیال و آرزوهایی هستند برای خود و دیگران و رابطه تان. اگر ندانید چه میخواهید گیر میافتید
رفتار شما یعنی آنچیزی که تصمیم به انجام دادنش میگیرید . اکثرا به رفتارهای وسیعمان آگاهیم ولی به جزیی ترین آنها نه مانند : ضرب گرفتن با پا ، اخم کردن ، خندیدن و… تماما اطلاعات حسی میشوند برای طرف مقابلمان
وقتی مشکلی پیش میاید راهکارهایی باتوجه به چرخه ی آگاهی : 1. حرف زدن باخود در مورد مشکل و 2. مهارت خاص حرف زدن برای بیان آگاهیتان
وقتی میخواهید با خود درمورد مشکلات حرف بزنید بر تمام جنبه ها ی چرخه آگاهی توجه میکنید
و اگر میخواهید آگاهیتان را بیان کنید به نکات زیر هم توجه کنید
استفاده از ضمیر «من» که اینکارز نشان میدهد مسوولیت چیزی را که گفته اید پذیرفته اید در نتیجه طرف مقابل پیام شمارا به روشنی دریافت میکند و کمتر مخالفت خواهد کرد اگرهم از عباراتی استفاده شود که مرجع خاصی ندارد مانند آن، برخی افراد و… چون ایجاد تعهد نمی کند به نظر میرسد گوینده برای آن ارزشی قایل نیست
مثال عینی و ملموس زدن از آنچه دیده اید یا شنیده اید یا لمسش کردید چشیده اید و یا استشمام کردید
زیرا فکر کردن یک فرایند است و با بیان روشن آن طرف مقابل میفهمد در کجای فرایند قرار دارید
بیان و ابراز مستفیم عواطف و هیجانات
آن چیزی که فکر می کنید را با چیزی که احساس میکنید اشتباه نگیرید و از لغت احساس میکنم بجا ی فکر میکنم استفاده نکنید
مثلا احساس میکنم تصمیم خوبی گرفتم بیان قکر است بجاش باید گفت احساس اطمینان میکنم چون فکر میکنم تصمیم درستی گرفته ام.
بیان خواسته ها به طرف مقابل میفهماند شما چی چیزی میخواهید وچه چیزی میخواهید باشید و از لغت احتیج برا ی بیان خواسته استفاده نکنید
توصیف کننده رفتار شماست که شامل رفتارها ی قبلی و فعل ی و آینده شماست که این به طرف این اطمینان را میدهد که شما آدم مسوولی هستید
[irp posts=”3404″ name=”پنج نکته روانشناسی رابطه برای ادامه دار کردن رابطه هایتان”]
گوش دادن خوب همسرتان را تشویق میکند تا موقتا رهبر باشد و به طور خودجوش تمام حرفش را بدون مداخله شما بیان میکند ( درک بدون هیچ قضاوت و مخالفت و سرزنش یا دفاعی)
به رفتار های غیرکلامی و زبان بدن گوش دهید و نگاه کنید. اگر همسرتان نشسته است بشینید و اگر ایستاده است بایستید به طرف او برگردید و هروقت ممکن بود تماس چشمی برقرار کنید و گاهی اوقات اورا به حالت حمایتگر لمس کنید
حتی اگر بااو موافق نیستید به آنچه میگوید علاقه نشان دهیدو احترام بگذارید و هیچوقت اطلاعاتی که میگیرید را تعبیر و تفسیرنکنید مثلا « مثل اینکه ناراحتی» اشتباه است.
مثلا عبارات: « درباره این موضوع بیشتر برایم بگو» ،« راجه به آن بیشتر حرف بزن» ، « دلم میخواهد در این باره بیشتر بدانم»و…
برای اطمینان بیشتر گفته های اورا خلاصه کنید
سوالهای باز بپرسید
به طور مثال: به چه فکرمیکنی، چه احساسی داری، چه چیزی میخواهی و…
و ازپرسیدن سوالاتی که جواب آن بلی یا خیر است پرهیز کنید و همچنین از پرسیدن سوالات با چرا هم پرهیز کنید چون باعث ایجاد تنش میشوند مثلا « چرا آن کار را کردی و…»
این مورد مهم است زیرا نحوه ی آن باعث تحکیم یا تخریب رابطه میشود
قبل از رسیدن به هر نتیجه ای نحوه ی حل مشکل یکی از موارد زیر است:
سعی میکنند از طریق کنار گداشتن یا تغییر موضوع آنرا نادیده بگیرند یا حتی انکارکنند اهمیتش را. در کوتاه مدت ممکن است موثر باشد اما دردراز مدت بسته به اینه چه کسی بیشتر با موضوع درگیر باشد باعث حس نارضایتی میشود
ممکن یکی از همسران با قدرت بیشتر یا زور و کلک دیگری را راضی یا مجبور به اطاعت کند که باعث حس منفی درهردو طرف میشود
عدم توافق میتواند با یک بحث و جدل یا مرافعه مخرب تشدید شود یا اینکه یکی از آنها براساس حس خشم و نفرت تسلیم شود و کناره گیری کند
درباره راه حل ها باهم بحث میکنند به آنها نزدیک میشوند اما به جواب نمیرسند و موضوع فیصله نمیابد که در دراز مدت رضایت بخش نیست.
رسیدن به راه حل از طریق مصالحه یعنی گرقتن امتیاز درمقابل امتیاز دادن که ممکن است برای هردو طرف رضایت بخش باشد یا نباشد
که از مصالحه فراتر است و زوجین درصدد پیداکردن راه حلی هستند که به نفع هردو انها باشد و هردوباهم هماهنگ میشوند و نشان دهنده این است که من به خودم اهمیت میدهم و به تو اهمیت میدهم.
و تمامی آنها با نگرش = من به خودم اهمیت میدهم و به تو هم اهمیت میدهم باشد.
اگر بخواهم در یک جمله توضیحش دهم دانستن این نکته که هر سخن وقتی و هرنکته زمانی دارد
به طور مثال اگر با مشکل و ناراحتی در رابطه باهم برخورد کردید اگر یکی از طرفین برای کنترل خشم یا ناراحتی خود مکان را ترک میکند یا فاصله میگیرد با پیگیری های پی در پی وضع را بدتر نکنیم.
هیچوقت دررابطه نقش هرطور تو بخواهی همان میشوم را بازی نکنید چون هم خودرا ازدست می دهید و هم رابطه تان را و از طرفی هم عزت نفس خود را از دست می دهید و هم اعتماد به نفس خودرا.
در بخش ارسال دیدگاه میتوانید با ما در ارتباط باشید..