روانشناسی خانواده

روانشناسی خانواده

روانشناسی خانواده چیست؟

در روانشناسی خانواده به نکات کاربردی فرزندی پروری و ساختار خانواده برای بهبودی روابط درون خانواده می پردازیم و تا حدی با علم مشاوره خانواده آشنا میشویم:

برای داشتن یک خانواده سالم و کارآمد اولین و مهمترین گام انتخاب همسر مناسب است

نکات زیر برای انتخاب همسرمناسب هرچند کامل نیست اما در روانشناسی خانواده جز ضروریات است که باید به آنها توجه شود.

– انتخاب همسر یا قرار ملاقات و ازدواج بعد از یک فقدان یا شکست عشقی نباید باشد.

– اینکه یکی از طرفین بخواهد از والدین اصلی فاصله بگیرد نشانه خوبی نیست

– اگر شخص مورد نظرشما در خانواده ای بزرگ شده باشد که باخواهرها یا برادرهایش مشکلات زیادی داشته باشد باعث میشود این مشکلات و ناسازگاریهایش را به رابطه الانش بکشدو بخاهد تمام کمبودهای آن رابطه هارا در رابطه باشما به عنوان همسرش جبران کند مانند شوهری که نقش پدر را برای همسرش بازی میکند.

حتما مطلب زیر را بخوانید..
نکات روانشناسی زندگی زناشویی

– از لحاظ مالی،عاطفی یا هیجانی نباید به خانواده اصلی وابسته باشد.

-ازدواج بعداز یک دوره آشنایی کمتراز۶سال و بیشتراز۳ سال توصیه نمیشود

-شباهت همسران در زمینه علایق، و توانایی هوشی و شخصیتی نکته مثبت و بسیار مهمی میباشد.

روانشناسی خانواده موفق

روانشناسی خانواده از حوزه های مهم روانشناسی

کلیت

خانواده مجموعه ای بزرگتراز اجزای آن است. یعنی خانواده نظامیست که از تعدادی افراد تشکیل شده ولی کل یک خانواده بیشتر و فراتر از افراد عضو خانواده است مانند یک چیز درحال تکوین که ویژگیهایش تنها زمانی وجود دارد که نظام و کل سالم و کامل باشد و اگریکی از قسمتهای آن برداشته شود ویژگی درحال تکوین دوامی نخواهد داشت. پی باید در نظرداشته باشیم نظام یک خانواده موفق حتی بدون یک نفر از اعضا دوام چندانی نخواهد داشت.

قواعد 

همانطور که واضح است هرخانواده ای برای خود یکسری قانون و قواعدی دارند که درهر خانواده میتواند متفاوت باشد. قواعد، نظروتصور مشترک و متقابل خانواده است که مشخص میکند نسبت به یک دیگر و همچنین با دنیای بیرون از نظام خانواده چه الگو و رفتاری داشته باشند. ازطرفی باید در نظر داشته باشیم قواعد خانواده نباید ثابت باشند و به همراه رشد و تحول خانواده باید تغییر کنند .

درکل قواعد را درخانواده میتوان به دودسته تقسیم کرد:

قواعد هشیارانه : واضح و روشن اند و اعضای خانواده به صورت اشتراکی درمورد آنها به توافق رسیده اند.

قواعد ناهشیارانه: پنهان اندو خارج از حوزه آگاهی و کنترل اعضا هستند بنابراین به سختی میتوان آنهارا تغییر داد

مانند حمله آسمی آخرین فرزند با گریه مادر

باید در نظر داشت هرچه قواعد هشیار بیشتر باشند خانواده سالمتری خواهید داشت.

فرزندپروری

حتما مطلب زیر را بخوانید..
اهمیت نقش والدین در شخصیت کودک

با تولد فرزند تغییرات زیادی در خانواده شکل میگیرد در نتیجه باید دقت کردکه چون حضور فرزند مقداری از توجه و انرژی را جذب خود میکند زوجین نباید انتظارداشته باشند طرف مقابلشان مانندقبل از تولد فرزند به او توجه داشته باشد و ازطرفی هم هیچ یک از زوجین نباید هیچ یک از نقش همسری و والدینی اش را فدای دیگری کند یعنی با ایجاد نقش والدینی نقش همسری فراموش نشود و درعین حال تکالیف و وظایف والدینی به خوبی انجام شود زیرا تعادل نداشتن در اینها باعث تعارض، آشفتگی و نارضایتی زناشویی میشود.

برای ارضای نیازهای فرزند باید توجه داشت درسنین اولیه فرزندان نیاز امنیت، مراقبت و تغذیه شان  در اولویت قرار دارد ولی در سنین بالاتر  باید به برانگیختگی عقلی و فکری آنها و کنترلشان بیشتر توجه کرد.

اتخاذ یک شیوه فرزندپروری مناسب برای ارضای مطلوب نیازهای فرزندان یک مسئله اساسی درهر خانواده است.

شیوه های فرزندپروری

قدرت طلب: مقدارزیادی کنترل برروی فرزندان است و والدین مستبد و خشک و بدون انعطاف هستند

اقتدارطلب: والدین درعین دوستی و مشورت با فرزندان کنترل به اندازه کافی هم دارند.

آسانگیر: کنترل چندانی روی فرزندان نیست و خانواده دراصل فرزندپرور است.

در روانشناسی خانواده از بین این سه دسته دسته دوم موفق ترین خانواده ها خواهند بود و دو دسته دیگر باعث کاهش سطح سلامت روانی و اختلالات خلقی و اخلاقی و اختلال در کارکرد اجتماعی میشوند.

همچنین باید درنظر داشت در عین اینکه توانایی و اجازه ی انتخاب به فرزندان داده میشود پیامد مثبت و منفی هرانتخابی که آنها میکنند هم باید برایشان گفته شود و درصورت هر انتخابی تمامی پیامدهای مثبت و منفی ان بدون هیچ دلسوزی اجرا شود.

مورد دیگری که باید به آن توجه شود این است که خانواده باید بتواند با بزرگ شدن فرزند و نوجوان و جوان شدن وی متناسب با رشداو قواعد وساختار خانواده را هم تغییر دهد تا بتواند استقلال و خود مختاری را در فرزند پرورش دهد درغیر این صورت سلامت روانی و اجتماعی فرزند در خطر میافتد.

و آخرین نکته این است که وقتی فرزند به مرحله ی ترک خانه ،ازدواج و تشکیل خانواده میرسد  باید با وی رابطه بزرگسال-بزرگسال داشت.

ارتباط

حتما مطلب زیر را بخوانید..
پنج نکته روانشناسی رابطه برای ادامه دار کردن رابطه هایتان

شیوه ایست که درآن خانواده به رد و بدل کردن اطلاعات می پردازد.همانطور که میدانید انتقال اطلاعات و ارتباط میتواند کلامی باشد یا غیرکلامی .

سالمترین و اثربخش ترین ارتباط این است که پیام کلامی واضح و روشن باشد یعنی هم پیام وهدف ارتباط و هم مخاطب آن مشخص باشد ( مانند علی من از تو عصبانیم چون…) و هم اینکه پیام غیرکلامی که شامل زبان بدن، طرزنگاه،و… میشودهم باکلام همخوان باشد و از طرفی  پیامگیرنده هم باید پیام را همانگونه که هست بدون هیچ برداشت شخصی و درونی ای دریافت کند.

مشارکت

یعنی میزان علاقه مندی و ارزش قایل شدن خانواده برای فعالیتها و علایق فردی اعضای خانواده و حمایت از آنها

در روانشناسی خانواده بهترین مشارکت، مشارکتی ست که خالی از غرض شخصی (یعنی برای ارزشمند ساختن عزت نفس خود)، باثبات و به دوراز افراط و وابستگی و دخالت باشد و حمایت و مشارکت به اندازه نیاز افراد باشد نه کمترنه بیشتر.

برخورد با بحران و اضطراب:

وجود اضطراب در خانواده دربرابر رویدادهای زندگی امری اجتناب ناپذیراست.

افراد خانواده درهنگام بحران باید بتوانند عقل و احساسشان را ازهم جداکنند تابتوانند واکنش مطلوب و بجایی داشته باشند و هم اینکه بتوانند درعین ارتباط و حمایت ازهریک از اعضای خانواده بتوانند استقلالشان راهم حفظ کنند.

اعضای یک خانواده سالم درحین باهم بودن و احساس تعلق به یک دیگر به جای هم فکر نمی کنند،تصمیم نمی گیرند و ازهیجانهای اعضا انقدر متاثر نمیشوند که دچار آشفتگی شوند.

دراین سیستم فرد با استقلال تلاش میکند که به خواسته هایش برسد و از دیگران نمی خواهد که برای خواسته های او قربانی شوند و همچنین خودش هم همچنین برای خواسته های دیگراعضا قربانی نمیشود و تمامی اعضا به خواسته های هم احترام می گذارند.

در روانشناسی خانواده یکی از برخوردهای متداول خانواده ها بابحران و اضطراب مثلث سازی است به این صورت که شخص سومی را وارد رابطه مشکل میکنند این شخص سوم یا شامل یکی از فرزندان  یا پدرمادر یکی از زوجین درداخل دعوای زن و شوهری یا مشکل خانوادگی میشود. این ازضعیفترین برخوردهاست و اگردچار همچین برخوردهایی درخانواده هستید هرچه سریعتر از آن دست بکشید زیرا باوارد کردن فرزند خودشما بیماری روحی و جسمی رابرای فرزندخود میسازید و هم اینکه باعث شکستن حرمتها با واردکردن چدرومادر و هرشخص دیگری میشوید و سالم ماندن خانواده باوجود مثلث سازی تقریبا غیرممکن است

همچنین فراموش نکنید تنها شخص سومی که میتواند وارد رابطه و مشکلتان شود و به نظام خانواده و روابطتان آسیبی وارد نکند فردمتخصص مانند روانشناس و خانواده درمانگران هستند.

سلسله مراتب در خانواده

وجود سلسله مراتب درخانواده از مهم ترین اصولیست که باید رعایت شود .

در راس سلسله مراتب باید پدرومادر قرار گیرندو ورود فرزند به این حیطه ممنوع است. درصورت بهم خورد سلسله مراتب به تدریج انواع مشکلات درخانواده ظهورمیکند. البته این راهم باید درنظرداشت که وجود سلسله مراتب به این معنی نیست که پدر بالاتراز مادر یا برعکس باشد بلکه هردو دریک سطح درراس سلسله مراتب قرار میگیرند و بعد فرزندان به ترتیب تولد.

بیماری

اولین چیزی که باید درمشکلات خانوادگی درنظرداشت این است که هیچوقت یکنفر باعث مشکل نیست بلکه مشکل درخانواده مانند یک چرخه است که همه ی اعضا باعث آن هستند.

یعنی رفتار و حرکت درهرعضو باعث رفتار در عضو دیگر میشود و فقط آن کسی که بیماری،رفتار آسیب زا و مشکل را بطور واضح نشان می دهد از بقیه اعضا قدرت کمتری دارد و به اصطلاح به او بیمار معلوم گفته میشود اما به این معنی نیست که او باعث مشکل است بلکه رفتار اعضا باعث این بیماری و درنتیجه مشکل درخانواده شده است.

ازطرفی باید درنظر داشت که این رفتار ناسازگار حتی میتواند نوعی ابراز عشق یا جلب عشق و دوست داشته شدن باشد.

علاقه اجتماعی و نقش پدرومادر:

علاقه اجتماعی یعنی وحدت با بشریت و به عضویت همه ی اعضا جامعه اشاره دارد.

پدر-مادری تکلیفی دونفره است بااین حال پدرومادر به صورت متفاوتی برعلاقه اجتماعی کودک تاثیر میگذارند.

وظیفه مادر برقراری رابطه ایست که به علاقه اجتماعی پخته کودک کمک کند و حس همکاری را دراو پرورش دهد. اگرمادر یادگرفته باشد به دیگران محبت کند و ازآنها محبت ببیند در گسترش دادن علافه اجتماعی فرزندش مشکلی نخواهد داشت.اما اگر در مقابل شوهراز فرزندخود جانبداری کند فرزند او لوس و نازپرورده و فاقد علاقه اجتماعی مثبت خواهدشد.و برعکس اگراو فقط از شوهرش یاجامعه طرفداری کند فرزنش احساس میکند که مورد بی توجهی قرارگرفته که این هم به علاقه اجتماعی آسیب میزند.

پدر درشکل دادن علاقه اجتماعی کودک در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است.

در روانشناسی خانواده پدر ایده آل کسیست که با همسرش در پرستاری از فرزند همکلری میکند و با فرزند خود رفتاری انسانی داشته باشد. پدرموفق ازدو خطای جدایی عاطفی ،لجبازی و استبداد اجتناب میکند . چون این خطاها از رشدوگسترش علاقه اجتماعی در کودک جلوگیری میکنند.

کتاب روانشناسی خانواده

در این زمینه کتاب های گوناگونی وجود دارد اما به طور تخصصی اگر بخواهیم کتابی را در این زمینه معرفی کنیم میتوانیم:

مشاوره خانواده از دکتر کیانوش زهراکار

این کتاب کتابی جامع است که نظریه های مختلف روانشناسی را در خانواده مورد بررسی قرار میدهد اگر به دنبال کتابی جامع در این زمینه هستید میتوانید به این کتاب مراجعه کنید.

همچنین ما در مقاله زیر به معرفی کتاب هایی خوب در روانشناسی پرداخته ایم برای مطالعه آن میتوانید روی عکس آن کلیک کنید:

حتما مطلب زیر را بخوانید..
معرفی کتاب های خوب روانشناسی

اگر سوال و یا مسئله ای در این زمینه دارید و در بخش ارسال دیدگاه پایین صفحه درخدمت شما هستم..

نویسنده: مانا شفیعی مقدم

[تعداد: 3    میانگین: 2.7/5]

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *