روانشناسی کودک

روانشناسی کودک چیست؟

روانشناسی کودک و نوجوان

چرا باید کودکی را بشناسیم؟

کودکی یکی ازمهم ترین مراحل زندگی ماست تا جایی که کودکی در روانشناسی پدر انسان محسوب میشود. زمانی را به خاطر آورید که دکتر دستش را آرام به پشتمان میزند تا اولین نفس های خود را بکشیم و به عنوان یک انسان پای به این دنیا بگذاریم. دنیایی عجیب که پر از ندانسته های گوناگون است انگار از همان ابتدا در گوشمان زمزمه میکند: ایا اسرارم برای ناآرامی تو کافی نیست؟ آن لحظه اولین های زندگی مان را تجربه میکنیم اولین صدا ها اولین کلمات اولین رنگ ها اما باور بفرمایید که چیزی برای ما مهم تر و شگفت انگیز تر از اولین چهره نیست. اولین کسی که چشم در چشمان او میخندیم و گریه میکنیم یقین دارم که تا به حال حدس زده اید چه کسی را میگویم… :مادرمان..

والدین در کودکی

حتما مطلب زیر را بخوانید..
اهمیت نقش والدین در شخصیت کودک

مادر، دقیقا همان کسی که شاید روانشناسی صد سال گذشته تا این حد فکر نمیکرد وجود این شخص چقدر در زندگی کودک مشخصا یک سال اول زندگی او میتواند موثر باشد. کودکی که حال با اولین پدیده و ابژه ی زندگی اش مواجه شده و او را دقیقا همانند خود میبیند مثل یک آیینه ای که خودش را مدام به خودش نشان میدهد. بنا بر گفته فروید نوباوه گان مبتنی  بر اصل لذت رفتار میکنند اصلی که مربوط به ارضای آنی نیاز هایشان میشود آنها نمیتوانند برای دفعشان صبر کنند اگر شیر بخواهند همان لحظه مادر باید نیازشان را برطرف کند اگر نه آنها گریه میکنند، بی تابی میکنند تا به هدفشان برسند.

یکی از مشخصه های اصل لذت در کودکی این است که کودک نمیتواند واقعیت را تشخیص دهند به عبارت دیگر او متوجه این مهم نمیشود که میتوانند چیز ها بیرون از من وجود داشته باشند چیز هایی که من با آنها برخورد کنم در این منظر کودک همه چیز را خودش میبیند شاید واژه خودشیفتگی بیان درستی از این وضعیت باشد که فروید خاطر نشان میکند. کودک در این لحظه از مکانیسم هایی استفاده میکند مثل درونی سازی تا در دنیایی زندگی کند که اساسا همه چیز توسط تخیل سازماندهی شود.

حتما مطلب زیر را بخوانید..
چند نکته روانشناسی کودک در تربیت کودکان

اهمیت روانشناسی کودک و نوجوان

حتما مطلب زیر را بخوانید..
روانشناسی کودک و نوجوان

این کودک بزرگتر میشود و مسئله ای که هیچوقت نمیتوان بشر را جدای از آن مورد بررسی قرار داد پیش رویش می ایستد واقعیت. همان مفهومی که ما را با دیگران آشنا میکند. دیگرانی که فراغ از ما وجود دارند و میتوانند رشد کنند. واقعیت دقیقا همان مسئله ای است که نهایتا تمدن های انسانی را شکل داده است و به وجود آورده است.

اصل واقعیت

کودک در این زمان دیگر نمیتواند فقط به خودش توجه کند میفهمد که دیگرانی هم هستند که همیشه و در هر حال نمی توانند نیازهایش را ارضا کنند او از این پس یاد میگیرد که اگر گرسنه اش است باید تا زمان ناهار صبر کند او یاد میگیرد که هر جایی نمیتواند دفع کند باید صبر کند تا در جای مخصوصی این کار را انجام دهد. این موانع به خاطر وجود دیگران و توافق هایی است که انسان ها در کره زمین برای یک زندگی جمعی با هم میکنند تا در کنار هم بتوانند زندگی کنند.

فراخود

در این برهه در حدود ۵ سالگی یک لایه ای در شخصیت کودک پدید می آیند و آن را درونی میکند که فراخود نام دارد. فراخود به معنای وجدان است که با احساس گناه شدیدا در ارتباط است. نکته ای که اینجا حائز اهمیت است این است که فراخود ما ارتباطی تنگاتنگ با پدر و مادرمان دارد عقایدی که ما ناخودآگاهانه از آن ها به وسیله فراخودمان حتی بعد از مرگ آنها همراه خود داریم نقشی اساسی در بنیان روابط بعدی ما در دوران بزرگسالی دارد.

اینجاست که ما به اهمیت روانشناسی کودکی در تفکرات امروزمان، در روابط مشکلات روزمره مان پی میبریم. در رویکرد روانکاوی شخصیت انسان تا پنج سالگی شکل میگیرد با یکسری عقاید اولیه ای که در زندگی آموخته ایم بعد از آن بنا بر گفته روانشناسانی که غالبا بر روی روابط کار میکنند تنها این عقاید تکرار میشوند. ما دوباره این فرایند را در هر چیزی که با آن در ارتباط هستیم تا حدی اجرایی میکنیم با معلم دبیرستانمان با افسر راهنمایی و رانندگی با کسی که عاشقش هستیم و با او رابطه داریم.

فکر میکنم حال شما هم همانند من به نقش شگرفی که کودکی و رشد ما در شخصیت و عقاید امروزمان دارد پی برده اید و حال نگاه دیگری به این دوره از زندگی دارید. جمله ای را به یاد می آورم که وقتی برای اولین بار شنیدم خیلی از معادلاتم را به هم زد: همیشه اون چیزی که تو چشه دیده نمیشه.. . اگر چه در نگاه اول همه ما متعجب میشویم اما باید بگویم که بدیهیات همیشه خاصیت پنهانی دارند.

همه ما میدانیم که یک روزه به این قد و قامت و زندگی امروزمان نرسیده ایم اما وقتی به مشکلی بر میخوریم همیشه راه حل آن را در همین زمان و مکان جستجو میکنیم و سیر تکامل خود را در بوجود آمدن این مشکل از یاد میبریم. ما از یاد میبریم که همه انسان های بزرگ امروز، کودکان کوچک دیروز بودند این از یاد بردن ها حتی از خود مشکل هم پیچیده تر هستند پنهانی تر هستند و کار ما را در حل مسائل مشکل میکنند.

کودک درون چیست؟ 

شاید باورتان نشود ولی ما هنوز کودکی خود را همراه خود داریم با هر سرگذشتی که داشته حال او درون ما زندگی میکند خیلی از انسان ها به این بخش از وجودشان و شخصیتشان توجهی نمیکنند. آنها به کودک درونشان اجازه ابراز وجود نمیدهند در نتیجه آنها شاید هیچگاه طعم لذت بخش لذت بردن واقعی را نچشند و این دقیقا همان چیزی است که خیلی از انسان های موفق و ناموفق را از هم جدا میکند. کودک درون یکی حوزه های جذاب روانشناسی کودک و حتی روانشناسی شخصیت است که نکات جذابی را در مورد خودمان به ما آموزش میدهد.

اگر سوال و یا مسئله ای در این زمینه دارید من میثم صالحی در بخش ارسال دیدگاه پایین صفحه پاسخ گوی شما هستم..

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *