روانشناسی ویروس کرونا: یک خطر یا فرصت؟

 روانشناسی ویروس کرونا: یک خطر یا فرصت؟

آیا به راستی ویروس کرونا یک خطر است یا یک فرصت؟

با احتساب امروز حدودا بیست و پنج روز از انتشار خبر فوت دو ایرانی مبتلا به ویروس کرونا گذشته. خبری که همه چیز را تحت تاثیر خود قرار داد، کار ها را تعطیل کرد، مردم را به خانه ها برد و البته برای خیلی از دانش آموزان هدیه ای به حساب می آمد برای مدرسه نرفتن..

تصویر رسانه ها از ویروس کرونا

البته که ماهیت این نوع خبر به سبب مردم چین برای جهانیان تازگی نداشت اما به ایرانیان نگاهی متفاوت و نزدیک تر به پدیده ای جدید و مزاحم بقای انسان یعنی ویروس کرونا میداد. ویروسی که این روز ها تیتر اول خبر ها شده و روز از پی روز آمار کشته شدگان و و مبتلایانش بیرون می آید. تصویری که این روز ها از این مهمان ناخوانده به ما داده میشود فارغ از مبنای پزشکی اش بسیار ضد و نقیض است. رسانه یک چیز میگوید، پرستاران چیز دیگری. مقالات یک چیز میگویند و مردم چیز دیگری.

نگاهی متفاوت به کرونا

اما به راستی ایا گونه انسان هم همچون سلول های ایمنی اش هیچ خاطره ای از این نوع وضعیت ندارد؟ ایا این اولین وضعیت غیر قابل پیش بینی است که همه انسان ها را درگیر خود کرده؟

در این نوشته میخواهم جانب دیگری از تصویری که در ابتدای نوشته گفته ام را برایتان بگویم. جانب دیگری که به کشف واکسن و داروی رمدزویر و هیدروکسی کلروکین و … کاری ندارد اما میتواند برای این روز های متفاوتی که تجربه میکنیم دارویی برای روانمان باشد

چرا به اخبار بد بیشتر توجه میکنیم؟

شاید همه ما این روزها سودای اتمام این وضعیت را داریم سودای اتمام تمام اخباری که هر روز بر ما فشار وارد میکند. اما فرض کنید همین الان گوشی خود را برداشته اید، وارد صفحه اینستاگرام، فیس بوک یا هر رسانه ی دیگری شده اید ناگهان خبر دیگری از فوت یک مبتلای دیگر بر اثر کرونا میبینید و دوباره مغزتان به سبب هیاهویی که در شما ایجاد شده  جزئیات این ویروس را مرور میکند. مرور میکند و مرور میکند. تداعی از پشت تداعی به ذهنتان می آید. ذهنتان ریز میشود، دقت میکند و همه این ها را انجام میدهد تا کمی از هیاهوی درونی و نگرانی شما بکاهد. اما سوالی از شما دارم همان صفحه ای که این خبر را دیده اید را کمی بالا و پایین کنید چند خبر خوب و متفاوت با موضوعی چه مربوط و نامربوط به کرونا وجود داشته و شما ندیده اید؟

خبر بد و تکامل مغز

واقعیت این است که مغز ما به سبب پروسه تکاملی که داشته به طور ناخودآگاه بیش از خبر خوب خبر بد( که در ماهیت خود نوعی خطر برای بقای انسان به شمار میآید) برایش قابل توجه است چرا که بدین وسیله ما در طول تکامل خود توانسته ایم تهدیدات را بیشتر بشناسیم و بهتر از جان خود محافظت کنیم. این دقیقا همان دلیلی است که وقتی وارد اینستاگرام خود میشوید واکنش بیشتر ذهن شما به اخبار بد را توجیه میکند و در عین این که دوست دارید این وضعیت تمام شود اما باز هم به دنیا آن میروید. این طبیعت ذهن ماست. داده های عصب شناسی نشان داده اند که فعالیت مغز در واکنش به چهره خشمگین و یا یک تهدید بیرونی به شدت بیشتر از یک وضعیت خوب و ایستاست. جالب است برایتان بگویم که اتفاقا وزن مغز گونه انسان غالبا در همین مواقع بیشتر شده است مواقعی که در وضعیتی غیر قابل پیش بینی وجود داشته و باید تناقض را تحمل میکرده است و در عین حال راهی برای آن می اندیشیده.

وسواس نتیجه خواستن به فکر نکردن به چیزی

شاید از خود بپرسید این دقیقا خلاف آن چیزی است که خیلی ها این روز ها میگویند: از اخبار بد دوری کنید. باید به شما بگویم که بله همینطور است این جمله خیلی با ساختار تکاملی مغزمان همخوانی ندارد. البته به خودی خود حرف غلظی نیست اما تکیه بیش از اندازه به خصوص در  این مواقع( تاکید میکنم در این مواقع بحران) کار را از جای دیگری سخت تر میکند: وسواس

میدانید گله تمام انسان هایی که با وسواس در گیر هستند چیست؟ همه آنها میگویند فکری در ذهنمان است که دوست نداریم به آن فکر کنیم:). شاید برایتان جالب باید اما این دقیقا همان چیزی است که باعث میشود آن فکر از ذهن های وسواسی بیرون نرود و اتفاقا بیشتر و بیشتر بر آن متمرکز شود. بیایید امتحان کنیم همین الان به مارمولک آبی فکر نکنید!…

صورت مسئله را پاک نکنیم فکری برای آن کنیم

همان طور که میبنید اگر سعی کنید به مارمولک آبی بنا بر دستور فکر نکنید بیش از قبل بر آن تمرکز میکنید. وقتی این عمل مداوم شود و در طول ماه ها امتداد داشته باشد شما دیگر یک ذهن وسواسی دارید. در مورد خبر های بد هم به همین گونه است اگر خبری همچون کرونا ذهن ما را درگیر کرده توجه نکردن به آن میتواند بیشتر از قبل ذهن ما را به سمتش بکشاند. این نکته ما را به رویکرد روانکاوان خیلی نزدیک میکند. وقتی تحت روانکاوی و یا رواندرمانی قرار میگیرید زمانی پیشرفت میکنید که به جای سرکوب هیجان های منفی به آنها نگاه کنید و آنها را به عنوان بخشی از خود بپذیرید.

پیش بینی یک مکانیسم دفاعی بالغ

اگر بتوانیم هیجاناتمان را بپذیریم در این صورت حال میتوانیم واقعیت را تحریف نشده ببینیم و این دقیقا همان چیزی است که به ما قابلیت پیش بینی میدهد. حال میتوانیم این مسئله را به عنوان یکی از مسائل مهمی که این روز ها درگیرش هستیم ببینیم و با فکر کردن درمورد راهکار هایی که پیش رو داریم نسبت به آن کنترلمان را بالا ببریم.

اگر بحران را غیرقابل کنترل ببنینیم اضطراب بالایی را تجربه میکنیم

چرا میگویم کنترلمان را بالا ببریم به دلیل آنکه از قبل آن استرس کمتری را هم تجربه خواهیم کرد. هر بحرانی هر چقدر هم که بزرگ باشد و در ظاهر کاری از دست ما برنیاد  نمیتواند مانع از کنترل ما بر آن شود. این ذات بحران ها هستند که به سبب غیرقابل پیش بینی بودنشان فکر کنترل بپذیریشان را از ما میگیرند. اما تحقیقات نشان داده اند انسان های تاب آور(HARDINESS) یا انسان هایی که از بحران ها به خوبی گذر میکنند هیچگاه مسائلشان را غیرقابل حل و غیر قابل کنترل نمیبینند. این دقیقا همان چیزی است که باعث میشود با اضطرابی کمتر نسبت به مسئله جویای راه حل شوند. اضطراب در همه جای دنیا برای گونه انسان لازم است به دلیل اینکه نقش بسزایی را حفظ بقای انسان ایفا کرده اما اگر بیشتر از اندازه واقعیتی که با آن روبروست باشد کارکرد سازگارانه خود را از دست میدهد.

در مواقع بحرانی چه کنیم؟

کرونا هم قابل پیشگیریست و هم موقت

این شاید از جمله جنبه های مثبت این پدیده است که به ما قابلیت کنترل بر آن را میدهد. این روز ها شاید بیش از هر چیز دیگری بر این مهم تاکید میشود که در خانه هایمان بمانیم. چرا مدام این جمله را میشنویم؟ به دلیل انکه این در حال حاضر تنها راهی است که میتوانیم آن را به کنترل خود در آوریم وقتی توانستیم این کار را بکنیم اضطراب کمتری هم تجربه خواهیم کرد و از قبل آن بقای خود را تضمین میکنیم.

اگر از خود مواظبت کنیم در اصل از دیگران هم مواظبت کردیم

شاید من و شما دانشمندی نباشیم که در آزمایشگاه به دنبال ساخت واکسنی برای این ویروس است اما آیا به همان اندازه خود نمیتوانیم قابلیت کنترل پذیری این ویروس را هم بالا ببریم؟ یافته های فیزیک کوانتوم و میدان شبکه ساز در علم امروز بیش از هر چیز بر تاثیر یک فرد نه تنها در محیط اطرافش بلکه در تمام جهان تاکید میکند. شاید غیر قابل باور باشد اما هر کدام از ما در عین این که در زندگی خود تاثیر داریم، بازتاب کار با تا فرسخ ها دورتر هم امتداد دارد این ذات میدان شبکه ساز است. این دقیقا نشان دهنده همان ازمایش ژاپنی ها بر روی میمون هاست که درک جدیدی را به دنیای اطرافمان به ما گشود. برای اطلاعات بیشتر از این آزمایش میتوانید پادکست اصن میتونیم تغییر کنیم من را در این زمینه گوش کنید.

این تمام آن چیزی است که این در مقابل بحران ها میتوانیم به آنها تکیه کنیم این که آنها را چالشی برای زندگی به حساب آوریم نه یک تهدید، این که انکارشان نکنیم چرا که باعث میشود بیشتر از قبل ما را به سمت خود بشکانند و اینکه آنها را کنترل پذیر ببنیم و هر چقدر کوچک به اندازه خودمان پیش بینی کنیم تا کنترل پذیری بحران را بالا ببریم. اگر تمام این ها را انجام دهید شما تبدیل به یک انسان تاب آور شده اید. انسانی که از روش مقابله او با بحران کیف میکنید!..

مباحث بالا نشئت گرفته از مباحثی در روانشناسی سلامت است.

شما همچنین میتوانید به پادکست در مواقع بحرانی چه کنیم؟ در همین زمینه گوش پسپارید

 

میثم صالحی

از روزی که روانشناسی با نکاتش حالمو بهتر کرد تصمیم گرفتم با انگارکه تا میشه حال بقیه رو بهتر کنم.

مطلب مرتبط

دیدگاه خود را ثبت کنید

avatar
  دنبال کردن  
اطلاع از: