تجربه من از رشته بهداشت روان

 تجربه من از رشته بهداشت روان

تجربه من از رشته بهداشت روان در مقطع کارشناسی ارشد

امروز که در حال نوشتن این مقاله هستم تقریبا یک سال از حضور من در رشته بهداشت روان میگذرد. با توجه به این که این رشته تقریبا از سال ۱۳۹۵ در ایران وارد شد و هنوز هم تنها یک دانشگاه و آن هم دانشگاه علوم پزشکی ایران در این رشته دانشجو می پذیرد درنتیجه اغلب دانشجو هایی که کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت را داده اند و میخواهند در زمینه رشته روانشناسی انتخاب رشته کنند همچون یک سال پیش من در مورد رشته بهداشت روان سردرگم هستند و نیاز دارند تا یک نفر به طور کامل سیر تا پیاز این رشته را به آن ها بگوید. به همین خاطر تصمیم گرفتم این نوشته را برای همه دانشجویان بگذارم تا اطلاعات کافی و وافی در مورد آن داشته باشند.

بهداشت روان یک رشته جدید

اولین چیزی که باید در مورد این رشته بدانید این است که بهداشت روان اساسا یک رشته جدید در مجموعه روانشناسی وزارت بهداشت به حساب می آید این به این معنی است که در وهله اول مثل تمام رشته های جدید دیگر هنوز در مورد آینده آن خیلی نمیدانیم و این بستگی به فارغ التحصیلان این رشته، گروه بهداشت روان در انستیتو روانپزشکی تهران، انجمن علمی بهداشت روان و … دارد. جدید بودن و در عین حال ناشناخته بودن این رشته در عین آنکه کمی کار را برای شناساندن آن سخت میکند اما همچنان یک فرصت هم تلقی می شود چرا که شما واحد هایی را در این رشته میخوانید که در گرایش های دیگر روانشناسی معمولا رد پایی از آن ها نیست.

وجود واحد های متفاوت نسبت به دیگر گرایش های روانشناسی

به عنوان مثال شما واحد هایی همچون آسیب های اجتماعی، روانشناسی اجتماعی، اپیدمولوژی و … دارید که سعی دارد به شما این نگاه را دهد که مسائل روانی را به شکل جامعه نگر هم ببینید به طوری که بتوانید در آینده یک مسئله روانی را به شکل جمعی مدیریت کنید. اساسا تزریق نگاه جامعه گرایانه و جامعه شناسانه در این رشته به شما کمک میکند تا در عین آنکه روانشناسی میخوانید جامعه شناسی هم تا حدی بدانید. به همین منظور شما همیشه با واحد هایی که ترکیبی از روانشناسی و جامعه شناسی هستند در این گرایش سر و کار دارید مثل بهداشت روان جامعه نگر.

مدیریتی بودن گرایش بهداشت روان

اینکه یه مسئله روانی را بتوانید به شکل جمعی مدیریت کنید برایش پروتکل بنوسید و آن را کنترل کنید از جمله مسائل کلیدی در این گرایش است. در بسیاری از کشور های توسعه یافته همچون انگلیس، ایتالیا و همچنین استرالیا بحث مدیریت خدمات سلامت روان تقریبا سال هایی است که به طور جدی شروع شده و روی آن کار میشود. بانیان اصلی این گرایش در ایران مثل دکتر جعفر بوالهری و دکتر ونداد شریفی با الهام گیری از این کشور ها این گرایش را در ایران اوردند تا مدیریت خدمات سلامت روان به شکل علمی طی سال های آتی در ایران اجرایی شود و نقش کارشناس سلامت روان در حوزه های مدیریتی قابل ایفا باشد. پس این خیلی مهم است که بدانید وقتی این گرایش را انتخاب میکنید قرار است بزرگ نگاه کنید و بزرگ مدیریت کنید.

رشته بهداشت روان یک رشته غریب در ایران

جدید بودن این رشته باعث شده تا خیلی از افراد اسم آن را نشنیده باشند و یا در نهایت آن را با روانشناسی سلامت اشتباه بگیرند این همان چیزی است که من و همه دانشجویان این رشته را با چالش های فراوانی روبرو کرده. نیاز به همکاری همه اساتید و دانشجویان و بانیان این رشته در ایران میتواند به شناساندن آن به عموم جامعه به خصوص جامعه علمی کمک شایانی بکند

تاکید بر پیشگیری آسیب های روانی و اجتماعی

بگذارید همین ابتدا بگویم اگر علاقه به درمان دارید ممکن است این رشته چیز هایی که میخواهید را به شما ندهد و همچنین اعصابتان را خرد هم بکند چرا که اصلا برای کار در بالین طراحی نشده است بلکه اتفاقا برای اینکه بیمار کمتر به بیمارستان و کلینیک رود طراحی شده است. شما واژه پیشگیری را هزاران بار در این گرایش میشنوید اینکه چطور میتوان کاری کنیم که بار بیماری های روانی در جامعه کم شود و چطور اصلا کاری کنیم که افراد مبتلا به آن ها نشوند سوالات اصلی این گرایش و در عین حال اهدافش هم هستند.

ایران کشوری نیازمند به پیشگیری از سونامی های روانی

ایران به دلیل شرایط اجتماعی و اقتصادی و جغرافیایی  موجود در آن به نوعی در وضعیتی همچون سونامی در زمینه وضعیت سلامت روان به سر میبرد همه ما میدانیم که فشار زیادی بر روی جامعه مان است و این فشار و افراد را به فرسودگی روانی میشکاند. به همین خاطر یکی از مهمترین مسائلی که جامعه ایرانی با آن دست و پنجه نرم میکند در وهله اول کاهش و کنترل این آسیب هاست. این گرایش شیوه مدیریت آن را به شما خواهد آموخت.

شاخه های بهداشت روان

به طور کلی دسته بندی های رسمی از شاخه های بهداشت روان فعلا نشده اما واحد های درسی آن معمولا حول یکسری مباحث عمده میچرخد مثل مدیریت، جامعه نگر دیدن مسائل روانی، پیشگیری و آموزش عموم جامعه، آسیب های اجتماعی و حفظ سلامت روان عموم افراد جامعه و مباحث مداخله در بحران. این عناوین تقریبا حوزه های اصلی این رشته را تشکیل میدهند

بازار کار بهداشت روان چگونه خواهد بود؟

بانیان این رشته اساسا به منظور مدیریت شبکه های بهداشتی در حوزه سلامت روانی و اجتماعی و اعتیاد دانشجویان این رشته را تربیت میکنند. چیزی که باید خاطر داشته باشید این است که کار تعریف شده برای شما در نهایت میتواند به عنوان کارشناس سلامت روان در خانه های بهداشت، مراکز بهداشتی ، ستاد اصلی و در نهایت در بخش سلامت روان وزارت بهداشت باشد این به این معنی است که شما غالبا برای یک کار دولتی تربیت میشوید از سال ۱۳۹۹ طرح اختیاری این رشته برای فارغ التحصیل آن در وزارت خانه تدارک دیده شد که این هم میتواند یک نکته مثبت به حساب آید شما میتوانید پس از فارغ التحصیل شدنتان در این رشته در نهایت درخواست گذراندن طرح خود را بدهید و مشغول به کار بشوید و یا اینکه اینکار را نکنید در هر حال این طرح اختیاری است.

کار به عنوان کارشناس سلامت روان در بخش خصوصی

گرچه جو موجود در دانشکده ی علوم رفتاری و سلامت روان دانشگاه ایران غالبا یک جو دولتی است (البته این نکته ممکن است برای فرد دیگری به گونه ی متفاوتی تجربه شود اما آنچه که من تجربه کردم تقریبا این بود) یعنی در نهایت کاری که دانشجو ها به دنبال آن هستند غالبا یک کار کارمندی است. اما شما علاوه بر این، می توانید در شرکت های خصوصی هم مشغول به کار شوید و یا اگر ذهن خلاقی داشته باشید میتوانید در این زمینه یک کارآفرین شوید و شرکت استارتاپی خود را راه اندازی کنید. این بستگی به خواسته و توانمندی شما دارد. چیزی که حائز اهمیت است این است که در نهایت شما گزینه کار در بخش خصوصی را هم دارید.

همپوشانی کاری یک کارشناس سلامت روان با بقیه گرایش ها

یکی از مهمترین مشکلاتی که در این رشته به آن ممکن است بر بخورید این است که در نهایت کاری که شما انجام می دهید را متخصاصان بخش های دیگر روانشناسی هم ممکن است بتوانند انجام دهند. مثلا آموزش مهارت های زندگی، پیشگیری های اولیه و .. این ها بخش هایی از این رشته هستند که با بقیه گرایش های روانشناسی به خصوص روانشناسی بالینی و روانپزشکی همپوشانی دارند و این دقیقا همان چیزی است که ممکن است شما را دلسرد بکند.

چالش کاری این رشته

در حال حاضر به دلیل اینکه مرز بندی های کاری در این زمینه به درستی تفکیک نشده است در نتیجه بسیاری از روانشناسان دیگر کارشان با کار شما همپوشانی دارد یا به عبارت دیگر در حال حاضر کار شما را هم دارند انجام می دهند.  این پیدا کردن کار در این زمینه را سخت میکند تا زمانی که نقش بندی های شغلی به طور جدی در این زمینه انجام شود تا افراد بدانند چرا باید در زمینه مدیریتی به جای یک روانشناس بالینی از یک کارشناس سلامت روان استفاده بکنند.

گروه رشته بهداشت روان دانشگاه ایران

دانشکده علوم رفتاری دانشگاه ایران یکی از سخت ترین جاهایی است که معمولا افراد می توانند قبول شوند. ظرفیت های کم کنکور روانشناسی وزارت بهداشت، وجود سهمیه ها و تا حدودی رتبه دانشگاه ایران این شرایط سخت را برای داوطلبان کنکور روانشناسی بهداشت بوجود می آورد و کسانی که قبول میشوند معمولا سختی های زیادی در این زمینه کشیده اند.

استاید گروه و چند تخصصی بودن گروه

استاید گروه مثل تمام گروه های دیگر همه دانشگاه ها مجموعه ای مختلف به لحاظ کیفی از اساتید را تشکیل میدهند. چیزی که در ابتدای امر برای خود من جالب بودن تخصص هایی بود که اعضای گروه داشتند اساتیدی از رشته های روانپزشکی، پزشکی اجتماعی، اپیدمیولوژی، روانشناسی بالینی و … تقریبا تنوع خوبی برای یک گروه به حساب می آید و این خود می تواند یک نکته مثبت باشد.

مبهم بودن نقش کاری در آینده

اما در عین حال این یک نکته منفی هم به حساب می آید چرا که به دلیل جدید بودن بحث رشته بهداشت روان و مباحث آن، ایجاد یک نقش هویتی از اینکه این رشته دقیقا چه میکند؟ در آینده چه جایگاهی دارد؟ و … را معمولا نمی توانید از گروهی با چنین تنوعی به درستی بیابید چرا که شما نیاز دارید به کسی که خودش در این رشته تحصیل کرده باشد و کاری راه اندازی کرده باشد تا بتوانید برای خود یک دورنمایی تحصیلی و کاری درست بسازید و چون به دلیل نوپا بودن این رشته هنوز یک همچین کسی را در ایران نداریم این به چالش اصلی این رشته تبدیل میشود یعنی مبهم بودن نقش آن در جامعه.

به جای اساتید روی خود سرمایه گذاری کنید!

صادقانه بگویم اگر انتظار دارید چیزی به شما یاد بدهند در هدف گذاری خود به مشکل خواهید خورد. امیدوارم روزی این مشکل به طور جدی حل شود اما تا جایی که میتوانید خودتان مطالعه کنید تا تصویری کلی از نقشی که در آینده میخواهید در این رشته ایفا کنید داشته باشید. این خیلی مهم است که این را از همین ابتدا بدانید که باید بیشتر از هر چیزی روی مهارت های خودتان در دوره ارشد کار کنید و روی چیز هایی که رشته شما را از رشته دیگران تفکیک میکند کار کنید و آن را نهایتا در جامعه به نمایش بگذارید. بیش از آنکه منتظر باشید از اساتید بخواهید که در مورد این رشته اطلاعات جدی به شما دهند تا در ساختن این هویت در جامعه سهیم باشید.

چارت واحد های درسی رشته بهداشت روان

پیشنهاد میکنم حتما عناوین این دروس را ببینید تا برایتان کامل واضح باشد که آیا اصلا با آن ها ارتباط برقرار میکنید یا نه؟

چارت درسی رشته بهداشت روان چارت درسی رشته بهداشت روان چارت درسی رشته بهداشت روان

جو رشته و دانشجویان فارغ التحصیل رشته بهداشت روان

 هم جو منفی

اگر بخواهم صادقانه بگویم در ابتدای امر وقتی وارد این رشته شدم یک جو سنگینی از نا امیدی از سمت دانشجویان این رشته و همنیطور بقیه را تجربه کردم به طوری که هنوز که هنوزم است تاثیرش از بین نرفته است عمده گله دانشجویان تقریبا همان چیزی است که در بالا برایتان گفته ام نمیدانند که در آینده  می خواهند چه کاری در این زمینه دست و پا کنند؟ خیلی از آنها می گویند این رشته باید حذف شود به طور کلی و خیلی گله می کنند که این رشته برایشان در نهایت آب و نان نمی شود. بعضی هم میگویند این رشته هنوز دکتری ندارد و باید رشته ی دیگری برویم( الان که این نوشته را مینوسیم برای رشته بهداشت روان دکتری نداریم اما احتمال میدهم که طی سال های آتی دکتریش هم آورده شود )

و هم جو مثبت

گروهی دیگر هم از دانشجویان این رشته هستند که از فرصت های این رشته استفاده کردند و ممکن است شما خیلی نامی از آن ها نشنوید. چرا که آنقدر درگیر کارهایشان هستند که خیلی در گروه ها و مجمع های اینچنینی نمی آیند. آن ها معمولا از چیز های جدیدی که در این رشته یاد گرفته اند یاد میکنند مثل بحث های مدیریتی و جامعه شناسانه. همچنین خاطر نشان میکنند که این رشته مورد نیاز آیندگان است چون هزینه های درمان به حدی بالا رفته که اساسا نیاز به پیشگیری داریم. این را کشور های حال توسعه با چند سال تاخیر به سمتش میروند. آنها میگویند در حال حاضر دکتری نداشتن این رشته گرچه به ظاهر خوب نیست اما وقتی دکتری اش بیاید دانشجویان اولین اعضای هیئت علمی آن می شوند.

همان طور که میبینید در مورد رشته بهداشت روان هم نکات مثبت وجود دارد و هم نکات منفی اما در نهایت چالش های فراوانی هم دارد.

با تمام این تفاسیر هر روانشناسی از نظر من باید این رشته را بخواند!!!

من تمام واقعیت هایی که در مورد این رشته تا به امروز تجربه کردم را برایتان گفتم تا تصویری واضح داشته باشید. اما در اینجا میخواهم در نهایت نظر شخصی خودم را بگویم در مورد این رشته. چیز هایی که خیلی از دانشجویان این رشته و تمام رشته های جدید معمولا از نظرشان پنهان می ماند:)

مسائل روانی را بزرگ حل خواهید کرد

همه روانشناسان برای این تربیت میشوند که اساسا به افراد و زندگی های شخصی و تجربه های افراد اهمیت دهند و مسائل روانی را فرد ببینند اینکه چطورمیتوان یک آسیب روانی را در سطح داده های بزرگ و جوامع به آن نگاه کرد نه تنها یک چالش است برای یک روانشناس بلکه همچنین یک نوع فکر هم هست شما پس از خواندن این رشته یاد میگیرید که افسردگی را چگونه در سطح جامعه میتوان کاهش داد. مصرف الکل را چطور میتوان مدیریت کرد؟ چطور میتواند از خودکشی گروه های پرخطر جلوگیری کرد؟ یک روانشناس نیاز دارد تا در مقطعی از زندگی کاری و شغلی اش مسائل بزرگ را هم ببیند و کسانی که ای نگاه را به نگاه فرد گرایانه روانشناسی می افزایند میتوانند برای حل مسائل از زاویه های دیگری هم نگاه کنند. و این یک قدم آن ها را جلو می اندازد.

به شما نگاهی استارتاپی می دهد

به دلیل ماهیت جدید بودن این رشته شما اگر خلاق باشید ایده های خوبی به شما میدهد به طوری که صاحب یک شرکت در حوزه خدمات سلامت روان میتوانید بشوید چرا که تمام ابزار های مدیریت آن را به شما میدهد. جسارت حل مسائل بزرگ روانی در بخش خصوصی میتواند شما را برای اینده جوامعی مثل ایران آماده بکند. در دنیای امروز این خیلی مهم است که شما ذهن یک کارآفرین را درون خود پرورش دهید و به دنیال ایده های نو باشید. اگر این نگاه را داشته باشید روز به روز بیشتر دیده و شنیده میشوید چون نوع مسائل همیشه به یک شکل باقی نمی مانند.

در مقطع دو سال و نیم تا سه سال ارشد چیز هایی را یاد میگیرید که افراد کمی آن ها را میخوانند

شما میتوانید دکتری خود را در رشته دیگری بخوانید مثلا اگر دوست دارید روانشناس بالینی شوید این امکان در دکتری از شما گرفته نشده است. هرچند طبیعتا کسانی که کارشناسی ارشد بالینی میخوانند برای دکتری امکان دارد در اولویت باشند و کار شما از این من باب ممکن است سخت تر شود و در رقابت کنکور دکتری کمی بیشتر سختی بکشید اما این نکته را هم مد نظر داشته باشید که مقطع ارشد میتواند گریز خوبی به رشته هایی نو باشد. به دلیل آن که ارشد دوران کوتاهی است از نظر من این خلاقانه تر است که یک دانشجو ارشدش را یک رشته جدید بخواند چرا که در مجموع نگاه متفاوتی در آینده در مسائل شغلی اش خواهد داشت و این یک نکته متمایز کننده برای یک فرد میتواند به حساب آید.

 

میثم صالحی

از روزی که روانشناسی با نکاتش حالمو بهتر کرد تصمیم گرفتم با انگارکه تا میشه حال بقیه رو بهتر کنم.

مطلب مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x